سبد خرید
جمع سبد خرید
0

درس دوازدهم: ویژگی های روانی و رفتاری زنانه

ویژگی های روانی و رفتار زنانه

در این درس به موضوع حیاء به عنوان یکی از مهم ترین مباحث مربوط به زنان اشاره خواهیم کرد. مطالب این درس را با دقت فرابگیرید. برای این دو درس از کتاب حیاء نیز که مجموعه سخنرانی ‌های آیت‌الله مجتبی تهرانی در این موضوع است، استفاده بسیاری برده‌ایم.

صوت درس دوازدهم

درس دوازدهم: حیاء و چیستی آن

یکی از مهمترین عواملی که زن را زن می‌کند و اساس زنانگی است، حیاء است.
ویژگی حیا را مفصل‌تر از ویژگی‌های دیگر بحث می‌کنیم. البته اگر بنا باشد که حق مطلب ادا شود نیاز به نگارش چندین جلد است. در نتیجه به همین مختصر اکتفا می‌کنیم و امیدواریم در جای خود این موضوع را شفاف تر بیان کنیم.

الف. حیاء چیست؟ حیاء حسی درونی است که سبب می‌شود فرد از انجام افعال زشت و قبیح دوری کند و در واقع در مواجهه با عمل زشت، در وجود خود، یک ناراحتی خاصی تجربه کند که نتیجه‌ی آن عدم ارتکاب عمل زشت است.
حیاء گونه‌های مختلفی دارد: حیاء از خدا، حیاء از مردم، حیاء از خود.
هر سه نوع بیان‌شده، دارای ارزش بسیار هستند. هر کسی که از این سه گونه‌ی حیاء بهره‌ای نداشته باشد، در واقع از انسانیت خارج شده است.
حیاء مختص زنان نیست اما در زنان جلوه‌ای بسیار وسیع‌تر از مردان دارد.

ب. حیای از خدا نتیجه و ثمره‌ی ایمان است. در واقع فرد می‌داند که خداوند شاهد همیشگی اوست و در محضر او نباید مرتکب گناه شود.
حیای از مردم یعنی انسان در حضور دیگران نمی‌تواند کارهای پست و زشت انجام دهد.
حیای از خود یعنی فرد ارزش خود را می‌داند و حاضر نیست خود را به انجام کار قبیح بفروشد و شخصیت خود را پایمال کند.
هر سه مورد بالا، معیار انسانیت هستند. البته باید دقت کنیم که حیای از مردم، مربوط به مردمی است که دیندار و متشرع هستند.
هر چیزی را که عرف قبیح بداند، شرط نیست بلکه عرف دیندار معیار هستند که البته بعضی از موارد بین همه‌ی مردمان قبیح است.
در حقیقت، اگر جامعه به گونه‌ای باشد که حیای خودش از بین رفته، اهمیتی ندارد که به آنچه قبیح می‌خواند، توجه کنیم. زیرا چه بسا عمل خوبی را بد جلوه دهد و عمل بدی را خوب.
با توجه به توضیحاتی که دادیم روشن شد که حیاء صرفا مربوط به موضوع حجاب نیست. بلکه حجاب یکی از مصادیق حیای اجتماعی است که البته اهمیت خاص خود را دارد. در جایی دیگر موضوع حجاب را به تفصیل توضیح داده‌ایم.

پ. حیاء اکتسابی نیست و مربوط به انسانیت است نه اسلام. در واقع کافر هم می تواند حیاء داشته باشد بلکه یکی از عواملی که سبب ایمان آوردن کافر به اسلام می‌شود، همین حیای درونی اوست. علاوه بر این هر چند حیای از خدا، ثمره‌ی ایمان به خداست اما در درون فرد باید عاملی باشد که او را از امور قبیح و بد دور کند. ایمان باعث می‌شود ما نسبت به خداوند و آنچه دستور داده اطلاع پیدا کنیم و با استفاده از حیاء، نسبت به خدا و دستوراتش اهمیت قائل باشیم.
بنابراین یک زن غیرمسلمان نیز ممکن است حیاء داشته باشد اما امکان ندارد کسی‌که واقعا دیندار است، حیاء نداشته باشد. زیرا حیاء و دین با یکدیگر، نسبت مستقیم دارند.

ت. مقابل حیاء، «وقاحت» است. وقاحت یعنی پررویی و بی شرمی.
حیاء گونه‌ای ترس است. ترس از اینکه شخصیت ما گم شود و تبدیل به آدمی شویم که هیچ مرزی ندارد.
حیاء در زنان با ترس از افشاء شدن مرتبط است و هر زنی با این ترس به دنیا می‌آید و او را تبدیل به زن کرده است، ترسی که البته بد نیست و ممدوح است.
این ترس به معنای این نیست که زن، نمی تواند شجاع باشد بلکه به او شخصیتی می‌دهد که در محضر خدا، مردم و خود اصولی را رعایت کند که در شأن او و زن بودنش نهفته است.
حیاء را نمی‌توان خجالت و کم‌رویی در معنای مرسوم آن دانست. لغت خجالت بیشتر در جایی استفاده می شود که انسان، به اشتباه از چیزی دوری می‌کند و نمی‌تواند حس خود را بروز دهد و خود را به زحمت می‌اندازد. مثلا در یاد گرفتن علوم، در پرسش کردن، در گفتنِ نمی‌دانم و ... نباید حیاء کنیم.
اگر در موقعیت‌های بالا، لغت خجالت را به کار می‌بریم پس حیاء، خجالت نیست.
اما اگر موارد مشابه حیاء مدنظر باشد، آنگاه حیاء مساوی با خجالت است، خجالت از کار زشت.

ث. حیاء همراه عقل است. انسان عاقل حیا نیز دارد. در نتیجه تقویت عقل سبب تقویت حیاء می گردد. زیرا وظیفه‌ی عقل این است که خوب را از بد تشخیص دهد. موقعیت‌ها را بشناسد و هر چیز را در موقعیت مناسب آن قرار دهد. حیاء حسی درونی است که نتیجه‌ی همین دو امر است.
بی‌حیاء، بی عقل است و ما همیشه دیده‌ایم که انسان‌های بی‌حیاء معمولا شعور هم ندارند.

ج. حیاء گونه‌ای از ادب است. ادب یعنی در محضر خدا، مردم و در نزد خود چگونه رفتار کنیم که متناسب با موقعیتی که در آنیم باشد.
هر موقعیتی، ادب خاص خود را نیاز دارد. فردی که ادب دارد ، فردی که احترام خدا و دیگران و خود را نگاه می‌دارد، مجموعه‌ی خیرها را با هم خواهد داشت.
یکی از مهم‌ترین عواملی که دختر و پسر هنگام خواستگاری باید بررسی کنند، ادب و احترام طرف مقابل است.
معیار ادب و احترام تصورات شخصی ما نیست و حق نداریم که هر آنچه را دوست نداریم، به پای بی‌ادبی و بی‌احترامی بنویسیم. فهم مسئله‌ی احترام کلید بسیاری از مشکلات زناشویی و جدایی زوجین است.
دختری که حیاء ندارد، از هیچ جهت به درد ازدواج نمی خورد. زیرا بی‌ادب است و یک بی‌ادب از انجام هیچ کاری نمی‌ترسد و هر چیزی از او برمی‌آید. شاید الان انجام ندهد اما اگر هنگام آن فرا رسد و به آن نیاز پیدا کند، به راحتی انجام داده و از هر عملی دریغ نخواهد کرد.
حیاء بعنوان بازدارنده کار قبیح، دقیقا جلوی این را می‌گیرد که فرد دست به هر کاری بزند برای رسیدن به هدف خود .

چ. حیاء مختص انسان است و حیوانات حیاء ندارند و یکی از تفاوت‌های ما و حیوانات به شمار می‌رود.
در نتیجه کسی‌که حیاء ندارد، حیوان است بلکه از آن هم پست‌تر است زیرا حیوان در حیوانیت خود مقصر نیست و توان و ظرفیت او نیز همین اندازه است اما انسانی که می‌توانست از فرشته هم بالاتر برود، اگر به ورطه‌ی حیوانیت بیفتد، نشان می‌دهد که موجودی است بی‌نهایت حقیر.
پس اگر کسی بی‌حیایی را آزادی می‌داند، منظورش آزادی از انسان‌بودن است. چنین شخصی دوست ندارد انسان باشد. در حالی‌که آزادی حقیقی آنجایی است که فرد، از بند اسارت خواهش‌های حیوانی خود آزاد شود و بتواند با همه‌ی جبری که محیط و جسم و روان و نفس بر انسان تحمیل می‌کنند، هم‌چنان صاحب اختیار و اراده و انتخاب باشد و اراده خیر کند. انسانیت انسان به همین اختیار و اراده است وگرنه از چه چیزی جز این آزاد می‌توان شد؟ از عقل؟ از حیاء؟ از شخصیت و شعور؟
ح. در تربیت فرزند و شاگرد باید تلاش کنیم تا آن‌ها را به سمت حیاء بیشتر سوق دهیم نه اینکه کاری کنیم قبح اعمال برای آن‌ها بریزد یا به کار خوب جسارتی بکند. همین نکته پایه‌ی بسیاری از اصول تربیتی است.
مثلا گاهی باید از کار قبیح فرزند خود صرفا با یک اشاره بگذریم. زیرا اگر او را تأدیب کنیم یا درباره‌ی آن حرف بزنیم، ممکن است روی بچه باز شود و نزد او قبح عمل بریزد. این باعث اشاعه‌ی بدی است و باید کاری کنیم که بچه بفهمد کار او آنقدر بد است که اصلا نباید درباره‌ی آن حرف بزنیم چه رسد که به آن عمل کنیم. تا کار به جایی نرسد که فرزند بگوید: « اصلا دوست داشتم که انجامش دادم »
اگر عمل شما باعث شود که بچه به فعل قبیح رویش باز شود، او را به سمت بی‌حیایی برده‌اید. زیرا حیاء یعنی من از خدا، مردم و خودم بترسم که کار بدی را انجام دهم اما اگر بارها درباره‌ی آن سر حرف باز شود یا در فیلم و سریال نمایش داده شود، قاعدتا ترس من نسبت به عمل زشت کم‌تر می‌شود.
تا ده سال پیش برای افرادی که دیندار هم نبودند، دیدن بدن نیمه‌برهنه‌ی زنان، عملی به‌شدت زشت به شمار می‌رفت که یا اصلا مرتکب آن نمی‌شدند یا در خفا و پنهانی می‌کردند. اما امروزه اکسپلور اینستاگرام افراد مذهبی نیز به گونه‌ای است که مثلا تصویر آیت الله بهجت در کنار مدل‌های لباس قرار گرفته و برای فرد مسئله‌ای کاملا طبیعی است و مشکلی در آن نمی‌بیند.
غرض ما بیان نکته‌ای مهم درباره تربیت بود ولی این مباحث تربیتی را باید در جای خود مطرح کنیم.

خ. همانطور که گفتیم تکرار فعل زشت یا دیدن مکرر آن سبب بی‌حیایی می‌شود. بی‌حیایی به تدریج در جامعه رسوخ می‌کند، به‌طوری که ممکن است چند نسل بعد اساسا درکی از زشتی آن عمل نداشته باشد. در چنین شرایطی گناه همه‌ی نسل‌های بعدی بر گردن کسانی است که در نسل‌های قبلی، قبح عمل را با تکرار و تمسخر از بین برده‌اند.

د. حیاء با سَبُکی در تضاد است. باحیاء، باوقار است. متین و سنگین است و اجازه نمی‌دهد شأنش پایین بیاید. اهل لوده‌بازی نیست و هنگام شوخی و خنده نیز حد نگاه می‌دارد.

ذ. حیای از خدا و خود سبب می‌شود که فرد، در خلوت نیز دست به کار زشت نزند زیرا از طرفی خداوند را ناظر بر خود می‌بیند و از سویی دیگر برای حفظ شأن خو‌د، از کار زشت پرهیز می‌کند.

برای درک عمیق تر چیستی حیاء می توانید به این نوشته قدیمی نیز رجوع کنید:

بخش نظرات (کامنت ها) در پایان هر درس فضایی برای بحث پیرامون آن درس است. بنابراین در پایان هر درس تلاش کنید تا درباره موضوع آن درس مطلبی بنویسید. اگر پرسشی درباره درس دارید نیز می توانید در همین بخش بنویسید. پرسش های خوب، توسط استاد خدائیان در بخش پرسش و پاسخ ها، مطرح شده و جواب می گیرند. پس همین حالا نظر خود را بنویسید.

دیدگاه‌ها
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است