سبد خرید
جمع سبد خرید
0

درس سوم: ویژگی های روان و رفتار زنانه

ویژگی های روان و رفتار زنانه

در فصل قبل به اختصار با بخشی از ویژگی‌های مغز زنانه و تفاوت آن با مغز مردانه آشنا شدیم. فصل گذشته در واقع نقش مقدمه برای فصل پیش رو را ایفا می‌کرد.

صوت درس سوم

درس سوم: زن و واقعیت

ویژگی‌های روان زنانه، در تناسب کامل با ویژگی‌های مغزی و جسمی زن هستند.
در واقع زن آفرینش دیگری نیز دارد که ویژگی‌های جسمی، خود را متناسب با این آفرینش کرده‌اند.
به ترتیب به مواردی از اوصاف ذاتی زنان می‌پردازیم و در میان آن، به برخی از ویژگی‌های فرهنگی زن سنتی و دختر مدرن نیز خواهیم پرداخت.
ویژگی‌های ذاتی آن دسته از ویژگی‌های زنانه هستند که در همه زمان‌ها و مکان‌ها بین زنان مشترکند و ویژگی‌های فرهنگی به دسته‌ای از ویژگی‌های زنانه اشاره دارد که در زمان یا مکان گوناگون تفاوت می‌کنند.
دختر مدرن در واقع حائز ویژگی‌هایی است که او را از زن سنتی کاملا جدا می‌کند و البته اکثر اوصاف آن در همه‌ی جهان یکسان است مگر بخشی از آن که نسبت به هر سرزمین تفاوت می‌کند. مثلا دختر مدرن ایرانی در اکثر ویژگی‌ها با سایر دختران جهان همرنگ است اما برخی از فرهنگ‌ها مختص اوست.
با ارائه‌ی این مقدمه، سراغ ویژگی‌ها می‌رویم تا منظورمان به تدریج روشن شود.

۱. زن و واقعیت:
زنان نسبت به واقعیت بی‌میل هستند و هر آنچه برخاسته از واقعیت است نیز برای آن‌ها جالب نیست.
زن دوست دارد در جهان موازی زندگی کند و نه یک جهان موازی بلکه جهان‌های موازی متعدد و نسبت به حال و اوضاع و شرایط خود، جهان فانتزیکال جدیدی را تصویر کرده و در آن زیست می‌کند. چه بسا این جهان‌ها با یکدیگر در تضاد کامل باشند اما جمع نقیضین در زنان امری کاملا طبیعی است.
زن تلاش می‌کند تا جای ممکن با جهان واقعی و مصائب آن روبرو نشود.
واقعیت مسئله‌ای سخت و مهلک است و به همین دلیل زن از آن فراری است.
گونه‌ی شدید و اغراق شده‌ای از این ویژگی را در دختر مدرن می‌بینیم.
سیاست، اقتصاد، فلسفه، علوم اجتماعی، علوم فنی و ... با واقعیت نسبتی عمیق دارند و برای زنان جذاب نیستند ( البته پیش از ورود به آنها و درک و مواجهه ممکن است ابراز علاقه کنند اما به محض فهم حقیقت آن، شروع به پس زدن می کنند)
خانم‌ها تا جای ممکن از فکر کردن به موضوعات سیاسی، اقتصادی و تفکرات عمیق اجتناب می‌کنند و البته گاهی واقعیت، خود را بر آنها غالب و قالب می کند و دیگر چاره‌ای از آن نیست.
زن در صورتی که به این مسائل بپردازد، به دلیل سهمگین بودن آنها و مواجهه با واقعیتی تلخ، نشاط خود را از دست می‌دهد و دیگر توان ادراک لطیف زنانه و انجام وظایف خود را نخواهد داشت.
البته اگر به شکل افراطی هم از آنها دوری کند و رابطه‌ی خود را به کلی با واقعیت قطع کند، غرق در فانتزی و خیال خواهد شد که هیچ مدیریت و کنترلی روی آن ندارد. در حالیکه نمی‌توان از واقعیت فرار کرد و واقعیت اثر خود را می‌گذارد و یقه‌ی زن را سر بزنگاه می گیرد.
در نتیجه زن باید بتواند بصورت مدیریت شده با واقعیت و مسائل مربوط به آن نسبت برقرار کند تا هم از آفات آن مصون بماند و هم کاملا از واقعیت رها نشود و آینده‌ی خود و دیگران را به بیراهه نکشد.
زن اگر بیش از حد نیاز به واقعیت نزدیک شود، بطور واضحی امیال مردانه پیدا می‌کند و تضاد این امسال با روح و جسم، سبب ضربه‌های سنگینی به او خواهد شد.
در دوران معاصر، زنان یا در افراط واقعیت هستند یا تفریط آن. معمولا غرق در عمیق‌ترین فانتزی‌ها هستند و عده‌ی معدودی نیز دوست دارند با برقراری نسبت عمیق با واقعیت، شخصیت زنانه‌ی خود را سرکوب کنند ( که البته میزان موفقیت این کار نزدیک به صفر است)
واقعیت و زن موضوعی است که باید به تعادل برسد و این تعادل ارتباط مستقیمی با ایجاد دنیای بهتر خواهد داشت.
به همین ویژگی در بخش‌های دیگر نیز می‌پردازیم تا روشن‌تر شود.

بخش نظرات (کامنت ها) در پایان هر درس فضایی برای بحث پیرامون آن درس است. بنابراین در پایان هر درس تلاش کنید تا درباره موضوع آن درس مطلبی بنویسید. اگر پرسشی درباره درس دارید نیز می توانید در همین بخش بنویسید. پرسش های خوب، توسط استاد خدائیان در بخش پرسش و پاسخ ها، مطرح شده و جواب می گیرند. پس همین حالا نظر خود را بنویسید.

دیدگاه‌ها
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است