در درس دوم به ویژگی های مغز زنانه در زمان یائسگی و سایر تفاوت های مغز زنانه و مردانه می پردازیم و بحث ویژگی های مغز را به پایان می رسانیم. بدیهی است که درک مطالب این درس به فهم مباحث بعدی کمک شایانی می کند.
درس دوم: یائسگی و سایر تفاوت ها
تغییرات دیگری در زمان بارداری و سپس یائسگی اتفاق میافتد که ما موضوع بارداری را فعلا کاری نداریم.
در دوران یائسگی سطح هورمونهای زنان به شدت کم میشوند و شخصیت زن دچار تحول میشود.
در دوران یائسگی سطح هورمونها به شدت کم میشوند و شخصیت زن دچار تحول میشود.
مردها نیز هورمونهای مخصوص به خود را دارند که باعث وجود تفاوت بسیار در مغز و بدن آنها نسبت به زنان است که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
شخصیت مرد در کنش عقلانی، رفتار ماجراجویانه، پرخاشگری و رقابت شدید، دفاع و تهاجم، تمایل به ارتباطگیری کمتر، شناخت قلمروهای مردانه، تمایل به خطر کردن، آگاهی فضایی، بیحوصلگی، میل به حل مسئله(به جای بیان احساس آن که رفتاری دخترانه است) انکار احساسات در چهره، استقلال طلبی و... با زنان تفاوتهای بنیادین دارد که البته در دورههای مختلف زندگی مرد، تفاوتهایی نیز پیدا میکند.
پسر در دورهای از زندگی خود به دنبال جفتخواهی میرود و با استفاده از هورمون وازوپرسین(هورمون پیونددهنده مردان) سبب صمیمیت در پیوندهای خود میشود.
مرد با رفتارهایی مثل لمس، بوسه و بغل این هورمون را در مغز خود حس میکند و به این صورت مغز مرد را به معشوقهاش پیوند میدهد.
وقتی که مرد با یک زن جفت میشود مغزش از حالت جفت خواهی خارج میشود و روی حالت مشترک قرار میگیرد(میل مردان به خانواده و حفاظت از این قلمروی مهم). اگر مرد در این مرحله سطوح بالایی از هورمون پیونددهنده و... را تجربه کند، به حالت تکهمسری در میآید و علاقهای به ارتباط با زنان دیگر ندارد. اما اگر این حس را به طور کامل دریافت نکند مغزش همچنان دنبال جفتخواهی میماند. (پیغمبر و امیرالمومنین نسبت به زنان خود یعنی حضرت خدیجه و حضرت زهرا تک همسر بودند زیرا این بزرگواران ارزش داشتند اما بعد از فوت همسرانشان، بقیه خانمها حتی تعدادی از آنها بصورت همزمان نیز برای ایشان کافی نبودند)
مرد تمایل بسیار به محافظت از همسرش پیدا میکند و همچنین مرد در این حالت حساسیت بیشتری به طرد شدن دارد. (میل مرد برای اینکه زن به او احترام بسیاری بگذارد)
همانطور که در کتاب مغز زنانه و مغز مردانه که اثر لوآن بریزنداین نیز آمده است مرد تمایل زیادی به حل مسئله دارد و این در زندگی زناشویی به شدت به کار میرود و باعث میشود مرد به کارکرد اشیاء و افراد اهمیت بدهد نه صرفا احساساتی که حول آن شیئ یا فرد شکل میگیرند.
مرد هنگام پدر شدن تغییرات قابل توجهی میکند. همچنین با ورود به میانسالی نیز تغییرات بسیاری در او شکل میگیرد.
تفاوتهای عصب شناختی، هورمونی و مغزی مرد و زن بیش از این حرفهاست و این صرفاً تغییرات مغزی است در حالی که مرد و زن در سایر اعضای بدن نیز تغییرات قابل توجهی دارند. به علاوه تغییرات قابل توجهی در روان، فطرت و روح و عقل و فرهنگ وجود دارد که تفاوتها را به قدری میکنند که گویا زن و مرد از یک گونه نیستند.
البته زن و مرد هر دو انسان هستند و قاعدتاً اشتراکاتی در این زمینه دارند و به دلیل همین اشتراکات نیز وظایف و نقشهای مشترک نیز دارند اما تفاوتهای بسیار آنها باعث میشود که نگاه آنها به مسائل، کاملاً با هم متفاوت باشد و نقش و وظایف آنها در مجموع، تفاوتهای خیلی زیادی با هم داشته باشند.
این واضح است که اساساً امکان وجود نوع سومی در بین انسانها نیست. در واقع انسان یا مرد است یا زن. این مسئله هم از لحاظ زیستی واضح است (به دلیل ژنهای دوگانه) و هم از لحاظ روحی،فطری و روانی.
ما در مجموع مباحث خود باید دقت کنیم که عوامل گوناگونی در این تفاوت دخیل هستند و امکان یکی کردن زن و مرد وجود ندارد و علاوه بر این چنین چیزی به ضرر هر دوی زن و مرد است، زیرا مرد و زن به گونهای هستند که همدیگر را کامل کند و اگر یکی بخواهد شبیه دیگری بشود، در واقع دارد با طبیعت روح و نقش خودش مبارزه میکند نه با جنسیت مقابلش.
تواناییهای جسمی، مغزی، روحی، روانی و فطری زن و مرد با استفاده از قوانین شریعت مسیر و راهی پیدا میکند تا به بیراهه نروند و مرد و زن به حداکثر توانایی خود برسند و هر دو به کمال برسند. قاعدتاً این تفاوتهای بنیادین سبب تغییرات عظیمی در فرهنگ، تفکر و محیط آنها میشود.
تفاوتهای فرهنگی، فکری و محیطی نیز سبب ایجاد تفاوت در تاریخچه و جایگاه تاریخی زن و مرد میشود که امروزه تلاش میکنند این موضوعات را تحریف کنند و نشان بدهند همه این تفاوتها اتفاقی و یا به دلیل ظلم مردها به زنان است. در حالی که اگر با زاویه دید مردانه به تاریخ زنها نگاه کنید، حس میکنید که به آنها ظلم شده است و اگر با زاویه دید زنانه به تاریخ مردها نگاه کنید، حس میکنید زنان ظالمترین موجودات تاریخ هستند و مردها در طول تاریخ تحت شدیدترین ستمها قرار گرفتهاند.
اما اگر هر کدام را همانطور که هستند بفهمید، هیچگاه نقش آنها را انکار نمیکنید ثانیاً نگاه جنسیتی پیدا نمیکنید ثالثاً میتوانید مشکل جنس خود را بفهمید و تلاش کنید آینده بهتری برای جنسیت خود رقم بزنید، به جای اینکه مشکلات را به گردن جنس مخالف بیندازید و همچنین فکر کنید که اگر مانند جنس مخالف خود بشوید تمام مشکلات حل میشود و شما به موفقیت میرسید.
این تصوریست که یهودیان دنیا با انفجار رسانهای سالهاست در حال تلاش هستند که مردم جهان به جای پذیرش خود و قابلیتهای خود، تلاش کنند تا تبدیل به چیزی بشوند که امکاناتش را ندارند و عمری را صرف کاری بیهوده و مضر کنند و دیگر به دنبال مسائل مهم و واقعی نپردازند.
بخش نظرات (کامنت ها) در پایان هر درس فضایی برای بحث پیرامون آن درس است. بنابراین در پایان هر درس تلاش کنید تا درباره موضوع آن درس مطلبی بنویسید. اگر پرسشی درباره درس دارید نیز می توانید در همین بخش بنویسید. پرسش های خوب، توسط استاد خدائیان در بخش پرسش و پاسخ ها، مطرح شده و جواب می گیرند. پس همین حالا نظر خود را بنویسید.