جلسه مشاوره، جلسه صمیمی دوستان نیست. هر مشاوری برای انجام درست وظیفه خود باید شرایطی را داشته باشد تا جلسهی مشاوره به هدف خود برسد.
۱. تسلط : تسلط ویژگی بسیاری مهمی است. مشاور باید روی مشاوره گیرنده، اتوریته و تسلط داشته باشد. در غیر این صورت جلسه مشاوره قطعا به بیراهه می رود. کاریزماتیک بودن مشاور به این هدف کمک جدی می کند.
۲. اراده پذیری: مشاوره گیرنده پیش از هر چیز باید توجیه شود که هیچ مشاورهای به نتیجه نمی رسد مگر اینکه فرد در همان ابتدای کار توجیه شود که باید مسئولیت خود را بپذیرد. تفاوتی نمی کند روش درمانی مشاور چه باشد. اصل اساسی این است که فرد بفهمد که قرار نیست به هیچکس حتی خود مشاور در فرایند درمان وابسته شود و خودش باید خود را جمع کند.
۳. شناخت وظایف: بسیاری از مشاورها از اینکه وظایف مشاوره گیرنده را به او گوشزد کنند ، دوری می کنند. در جریان مشاوره شما مسائل و دردهای نهفته فرد را می یابید و ممکن است تصور کنید که جلسه مشاوره صرفا راهی برای نرمال کردن فرد است تا به حالت طبیعی زندگی بازگردد و مشاور وظیفهای ندارد تا بگوید چه کاری بکند یا نکند. البته مشاور نباید نسخهی قطعی را به راحتی بدهد و نسخه او نباید جزئی باشد اما برخی از وظایف، قطعی هستند و مشاور با برشمردن صحیح آنها باید بر دوش فرد وظایفی را بندازد تا جریان مشاوره در متن زندگی تداوم یابد نه اینکه جلسه مشاوره صرفا تبدیل به یک آرامبخش لحظه ای شود. در این هنگام مشاوره به کلاس اخلاق نزدیک می شود و به جای مخدر، فرد را به تحرک وا می دارد.
۴. فهم عمیق: مشاوره سَمبل کردن مطالعات نیست. مشاور باید ابتدا با مشاهده صحیح، موضوع و فرد را عمیقاً درک کند و جریان فهم را در طی مشاوره قطع نکند و تصمیم نهایی رو زود نگیرد.
پرسش های عمیقی مطرح کند تا درون فرد را کاوش نماید و به تدریج مسئله را واضح تر نماید.
رسیدن به این درجه، کاری بس طاقت فرساست و به همین دلیل اکثر مشاوران تجویز نسخهای را به حل مسئله ترجیح می دهند.
۵. تجربهی زیسته : مشاور باید محدودهی مشاوره را تجربه کرده باشد. نیاز نیست حتما درگیر موضوع شود بلکه باید آن را خارج از فضای دانشگاهی، بصورت حضوری بفهمد. این مورد با مورد قبل تفاوت بسیاری دارد.
۶. مهارت تفکیک ، تمرکز و بیان:
در یک جلسه مشاوره دهدها موضوع گوناگون مطرح می شود. فرد هر آنچه دل تنگش می خواهد، به زبان می آورد اما مشاور باید بتواند مسائل را تفکیک سپس دسته بندی کند و با ایجاد تمرکز در مشاوره گیرنده بتواند موضوع را در ذهن او تبدیل به مسئله کند. اگر مشاور صرفا نزد خود این کار را انجام دهد اصلا کافی نیست بلکه باید با مهارت انتقال ذهن به زبان، مطلب را برای مشاوره گیرنده ساده کرده و از تکنیک های فن بیان برای انجام این کار کمک بگیرد.
۷. سواد : سواد مدرک نیست. مشاور باید در زمینه تخصصی خود در علوم مختلف سواد بالایی داشته باشد. زیر و بم کار را بشناسد، به منابع اصلی و معتبر رجوع کند، جوانب مختلف را بسنجد و نظر داشته باشد. در غیر این صورت چگونه به خود حق می دهد که صرفا با بیان خوانده ها و شنیده های خود، آینده مشاوره گیرنده را به دست تقدیر بسپارد. مشاور باید بداند هر جلسه مشاورهی او، باری سنگین است بر دوش او و مشاوره اشتباه می تواند تاثیرات بسیار مهلکی بر فرد و افراد وابسته بگذارد.
اگر مشاور در فضای جلسه این خصوصیات را پیاده کند، جلسه مشاوره معنا دارد وگرنه صرفا یک گپ دوستانه است، نه چیزی دیگر.