سبدخرید
جمع سبد خرید
0

رفتار مرد در زندگی زناشویی 4

ادامه پیوست

۱۶. تلاش برای رسیدن به خواسته‌های زن

تلاش برای رسیدن به خواسته‌های زن، اهمیت دارد مگر اینکه این خواسته‌ها حرام باشد یا به ضرر خانواده و اهل آن. در صورتی که مرد با دلیلی قانع‌کننده نمی‌تواند آن را تأمین کند، نباید دلیل قانع کننده برای خود را بیان کند، بلکه اقناع یک زن متفاوت است با اقناع مرد. دلیل اساسا در ذهن زن امری منطقی نیست بلکه باید توام با دیدن و چشیدن باشد.

یعنی ببیند که اشتباه است یا کسی که دیده به او بگوید و معمولا بهتر است زن باشد و علاوه بر این توام با محبت و ... باشد. هر زن سبک خود را دارد اما در همه‌ی آنها دلیل منطقی بی‌فایده است. ضمنا در دلیل نباید تناقضی دیده شود زیرا زنان اساسا متناقض فکر می کنند و از واضحات، تناقض بیرون می کشند چه رسد که واقعا تناقضی در کار باشد.

۱۷. ابهت مرد

ابهت مرد به معنای فریاد زدن نیست بلکه به معنایی شبیه رهبری در کسب و کار است و حتی مدیریت کسب و کار هم نه. رهبری زورگویی و فریاد و تعصب و قانون گذاری نیست هر چند گهگاه نیاز می شود اما به اندازه.

۱۸. جهان مدرن و تصویر زن

جهان مدرن، زن را مدل می خواهد و زن مدرن هم برای ثروت همین را می خواهد در نتیجه همه چیز، همه‌چیز جنسی شده است. حتی تحصیل علم چه رسد به تجارت و ... .

در واقع کارکرد زن در جهان امروز حتی خانواده و ... نیست بلکه فقط نمایش است و این دقیقا میل زن هم هست پس شهوت زن و ثروت هم‌راستا شده و این خطرناک‌ترین است. خود زن هم مبلغ این مکتب است و تا دیروز جایی برای تبلیغ زندگی خود نداشت اما امروزه در شبکه‌های اجتماعی دارد و زنان معمولا به دنبال یادگیری و فهمیدن نیستند و از دیدن سبک زندگی دیگران یاد می‌گیرند و این چنین، فاجعه امروز رخ داده است.

۱۹. سه اصل در ارتباط رفتاری با زنان

در ارتباط رفتاری با زنان، سه اصل را باید به کار ببریم:

  1. در اکثر موارد خونسرد باشیم و بی خیال که همراه کمی همدردی باشد.
  2. در بعضی موارد که خونسردی ممکن نیست باید صبر پیشه کنیم.
  3. در سایر موارد باید بازی کنیم. یعنی وارد بازی زن شویم و تسلط خود را در بازی کردن نشان دهیم بدون کل‌کل و لجبازی. بلکه با مسخره بازی و بازی دادن زن.

دقت کنید تسلط مردانه با اظهار دائمی قدرت متفاوت است. کسی که دائما اظهار قدرت می کند بیشتر شبیه بچه هاست تا قدرتمند. تسلط یعنی همه می‌دانند که در بازی من هستند و برای همه چیز برنامه دارم و آنها ذیل من هستند.

ناگفتنی نیست که در موارد بسیار معدودی نیازی به خشونت و اقتدار کلامی نیز هست اما اقتدار فیزیکی هرگز نباید رخ دهد مگر بعنوان دفاع یا برای کمک به زن که مثلا در حال خودزنی یا انجام یک رفتار خطرناک است که در واقع در این موارد چاره‌ی دیگری وجود ندارد.

۲۰. لطافت مهم‌ترین عنصر در زندگی مرد

لطافت مهمترین عنصری است که به مرد در زندگی کمک می‌کند. البته منظور از لطافت، زن ذلیلی و حقارت نیست. لطافت مرد همراه با اقتدار و ابهت است.

شبیه چه کسی؟ شبیه آقاجون‌های با ابهت قدیمی که بسیار مهربان بودند، بچه که اذیت می‌کرد می‌گفتند کاریش نداشته باش و حتی خودشان با بچه بازی می‌کردند و در عین حال کسی جرأت نداشت روی حرفشان حرف بزند. در واقع این ها رهبری می‌کردند.

رهبر فراغت بال می‌دهد، اختیار و انتخاب می‌دهد و سر وقت هم حساب می‌کشد اما به گونه‌ای که فرد مقابل واقعا از کار خود شرمنده است نه اینکه معتقد است اشتباه فکر می‌کنید و حق با اوست.

لطافت، لطافت، لطافت و رقت قلب و رحم دستور کار شماست.

۲۱. تغییر زن را مستقیم از شما نگیرد

همیشه سعی کنید اگر زن تغییری نیاز دارد، مستقیم از شما آن را نگیرد. مثلا بگذارید از کتاب و دوست و مادر و ... بشنود ولی از شما نشنود، زنان فکر می‌کنند شما آنها را بی نقص می‌بینید و از اینکه عیبشان را شما بگویید متنفرند مگر اینکه چاره ای جز شما نباشد.

۲۲. کمک در کار خانه توسط شوهر

کمک در کار خانه توسط شوهر لازم است که ممکن است بعلت ضعف جسمانی زن باشد اما مهم‌تر این است که این کار باعث تقویت روحیه‌ی زن می‌شود و کار پرتکرار خود را حقیر نمی‌بیند و خود را کلفت شما نیز در نظر نمی‌گیرد.

کمک خانه البته می تواند خرید نان و میوه و ... و مسائل درون خانه‌ای باشد که از بیرون باید تهیه شود، این تقسیم کار خوبی است اما باز هم برای روحیه گاهی کمک کنید.

کار خانه به زنان امروز فشار جسمانی خاصی نمی آورد اما به دلیل تبلیغات فمنیستی فشار روانی بیشتری دارد.

اساسا زن امروز در برابر زن قدیم، تقریبا هیچ کاری نمی‌کند اما باید هوای روان او را داشت.

۲۳. هنگامه‌ی بهار، منتظر زمستان هم باش

هنگامه‌ی بهار، منتظر زمستان هم باش. زمستان زندگی هم فرا می‌رسد، همیشه خوش نیستید، همیشه خوشحال نیستید. پس در بهار تمرین زمستان کن تا وقتی به بحران خوردید، بلد باشی که چه باید بکنی.

مهم این است که بتوانیم با آدم‌های مختلف در شرایط مختلف (شرایط مختلف خودمان و آن‌ها) برخورد کنیم و آماده‌ی همه‌ی آن‌ها باشیم. این دقیقا چیزی است که یک رهبر باید داشته باشد.

۲۴. زن خود را به صورت بچه‌ای ببینید که می‌خواهد بزرگ شود

در نتیجه شما زن خود را باید بصورت بچه‌ای ببینید که می‌خواهد بزرگ شود. بعضی از زن‌ها بچه‌تر هستند و بعضی بزرگتر. از آن‌سو خودتان نباید بچه باشید و از زن خود انتظار بچه‌داری داشته باشید.

زن وظایفی دارد در واقع زن باید خادم شوهر باشد. خادمی با کنیز بودن فرق دارد. و ویژگی‌های زیر را دارد:

الف. خادم دوست دارد در خدمت کسی باشد

خادم دوست دارد در خدمت کسی باشد و غلام مجبور است. مانند خدام هیئت و این خادم انتظار اجر از خداوند دارد و به‌خاطر او کار می‌کند در نتیجه ضعف شوهر، او را از وظیفه‌اش برنمی‌گرداند.

ب. خادم حرف گوش می‌دهد

خادم حرف گوش می‌دهد.

پ. خادم احترام کامل می‌گذارد

خادم احترامی کامل و فراتر از دیگران، می‌گذارد.

ت. خادم متواضع و خاشع است

خادم در برابر شما متواضع و خاشع است.

ث. خادم صادق است

خادم شما را دور نمی‌زند و با شما در صداقت کامل است.

ح. خادم ابتدا نیاز شما را می‌بیند

خادم ابتدا نیاز شما را می‌بیند و سپس نیاز خودش را و در خواستن، خودخواه نیست.

خ. خادم مقایسه و سرکوفت نمی‌زند

خادم شما را مقایسه نمی‌کند و سرکوفت نمی‌زند.

واضح است که اگر زن اینگونه باشد، مرد او را به قله و پادشاهی می رساند و هیچکس جز شوهر نیز توانایی انجام این کار را ندارد و بس.

اما شوهر درصورتی بچه نیست که منتظر زن نباشد تا به او اعتماد به نفس بدهد و با سرکوب زن، قاتی نکند. شوهر باید مسیر متعالی داشته باشد و نباید زود جا بزند ولو با فشار زن. و دیگر مظاهر بچگی نیز نباید در مرد باشد.

اما اگر زن بسان بچه است پس چه باید با او کرد؟

الف. نیازهای هوسناک بچه باید تامین شود

نیازهای زن نیز متناظر با فانتزی‌هایی است که او از دیگران جذب می‌کند و شما باید به او حس یک مرد عادی را بدهید مثلا مشکل حمل و نقل و ماشین و ... را برطرف کنید.

ضمن این که زن در دوره و زمان ما نیاز به عشق و حال و دیوونه بازی و جوونی‌کردن دارد مانند یک کودک و شما ممکن است بزرگ شده باشید و از این امور گذشته باشید ولی باز هم تا حد معقول باید با او همراهی کنید و دیوانگی کنید.

ب. بچه نیاز به تعریف الکی و حس بالندگی دارد

بچه نیاز به تعریف الکی و حس بالندگی ولو به دروغ دارد. ممکن است کاری که زن می‌کند برای شما مسخره باشد ولی باید به او این حس را بدهید و مانند یک کودک به خاطر هیچ، از او تعریف کنید و کاری که می‌کند را بزرگ جلوه دهید و جلوی دیگران به او به خاطر آن کار افتخار کنید. هرچند این عمل نشان‌دهنده حماقت است و قاعدتا کسر شأن انسان است که به‌خاطر بدیهیات از او تعریف کنند و مخالف عزت نفس است.

پ. با بچه به زبان خودش حرف می‌زنید

شما با بچه به زبان خود او حرف می‌زنید. خود را کوچک می‌کنید تا با او هم کلام شوید و بزرگی خود را نیز به رخ او نمی‌کشید. در نتیجه در بیان و عمل تلاش باید بکنید که مانند زن، سطح پایین بشوید و دائما برای او بزرگی نکنید بطوری که گاهی حس کند با رفیق خود حرف می زند.

و هر اقتضای دیگری که با بچه دارید، برای او باید باشید و البته تلاش کنید او هم آرام‌آرام بزرگ شود. عمده‌ی اصول تربیتی بچه، روی زن نیز باید اعمال شود و تفاوت خاصی در آن‌ها نیست.

زنان نیز عمدتا تصور می کنند که بزرگ شده‌اند اما نمی‌دانند که واضح است کودکی نابالغ هستند.

۲۵. تفاوت ترس بازدارنده و ترس خودخفایی

یکی از ویژگی‌های مرد در خانواده برای زن و بچه‌ها (که این دو همیشه باهمند) ایجاد ترس ممدوح است که ترس بازدارنده است. ترسی که جلوی اشتباه خانواده را بگیرد اما ترس دوم مذموم است و ترسی است که خانواده را به سمت پنهان‌کاری، انکار خود و فاش نکردن خانواده می‌برد.

این دو ترس سلسله رفتارهای متفاوتی دارد که باید فرق آنها را در این رفتارها بسنجیم که خود بحثی مفصل است.

۲۶. ویژگی‌های مهم مردان مناسب زندگی

  1. دیندار باشد.
  2. خوش اخلاق باشد.
  3. عاقل، با تدبیر، زرنگ و فعال است و خوب زن‌داری و بچه‌داری می‌کند.
  4. برای تامین رفاه و آرایش خانواده‌اش کوشش می‌کند و دارای صفات عالی بخشش و سخاوت است.
  5. نظیف، پاکیزه و خوش لباس است.
  6. در زندگی میانه رو مقتصد است و پولهایش را بیهوده خرج نمی‌کند.
  7. به همسرش احترام می‌گذارد و از زحمات او قدردانی می‌کند.
  8. همسرش را بسیار دوست دارد و به او اظهار دوستی و محبت می‌کند.
  9. لغزشهای همسرش را می‌بخشد.
  10. به زنان بیگانه نگاه نمی‌کند و از آنها تعریف و تمجید نمی‌کند.
  11. در کارهای منزل به همسرش کمک می‌کند.
  12. عصبانی نمی‌شود و اگر شد خشم خود را فرو می‌برد و به همسرش آزار نمی‌رساند و ناسزا نمی‌گوید.

۲۷. دو وظیفه کلی و اساسی مرد در زندگی زناشویی

یک. سرپرستی

مرد سرپرست زن است. برخلاف چیزی که شایع شده است سرپرستی یک مزیت برای مرد نیست بلکه یک ضرورت است.

در واقع مرد به دلیل امکانات مردانه‌ی خود، باید سرپرستی خانواده خود را برعهده بگیرد تا هم از جهت مادی وهم جهت معنوی، خانواده مسیر رشد و تعالی را طی کند.

سرپرستی به معنای زورگویی یا کنترل به معنای روانشناختی نیست. سرپرستی دقیقا همان چیزی است که یک زن از مرد خود انتظار دارد اما گاهی دیده می‌شود که بعضی از مردان این موضوع را اشتباه می‌فهمند و آن را گونه‌ای استبداد می‌دانند.

سرپرستی اساسا یک تکلیف و وظیفه است. وظیفه‌ای که با جسم و روح مرد هماهنگ بوده و به همین دلیل، خداوند این تکلیف را برعهده‌ی او گذاشته است، اگر موفق شود، در نزد خدا محبوب است و اگر آن را به درستی انجام ندهد، به همان اندازه باید پاسخگوی عمل خود باشد.

در نتیجه سرپرستی را نباید مزیتی برای مرد شمرد بلکه نقش و تکلیف اوست و اساسا تکلیف چیزی است که یک نفر را به سختی می‌اندازد. نه اینکه تصور کنیم خداوند، طرفدار مردهاست و به همین دلیل این وظیفه را به آن‌ها داده است.

مرد در راه سرپرستی خود گاهی باید توضیح دهد، گاهی تربیت کند، گاهی دستور دهد و برای تک تک این موارد باید دلیلی قانع کننده داشته باشد که هدف آن رشد خانواده باشد و بس، نه اینکه دنبال امیال و خواسته‌های خود برود و از این موقعیت سوء استفاده کند. البته که ممکن است در مواردی مرد اشتباه کند اما جهت‌گیری صحیح او مهم است.

تفاوت زورگویی و تسلط

در این جا باید تفاوتی قائل شویم بین زورگویی و تسلط.

مرد باید بر خانواده خود مسلط باشد نه اینکه دائما در حال ابراز قدرت مانند بچه‌های غرغرو باشد. تسلط یک ویژگی ترکیبی است، در این راه مرد باید گاهی بسیار همدل و توجه‌کننده باشد، گاهی مجبور کند و گاهی صرفا توضیح دهد و حتی ممکن است خواسته‌ی دیگران را تأمین کند با اینکه با آن مخالف است، صرفا برای اینکه آن‌ها راه اشتباه را تجربه کنند و بفهمند که حق با مرد بوده است.

زن باید در این مسیر همراه رهبر خود باشد و البته رهبری مرد به معنای این نیست که زن، برده است. بنابراین زن باید مردی را برگزیند و با کسی ازدواج کند که توان رهبری مادی و معنوی را داشته باشد هرچند مال و منال زیادی نداشته باشد.

مرد برای انجام وظیفه سرپرستی، باید دانش قابل توجه دینی و دنیوی و توانایی اجرایی بالایی داشته باشد که البته قبل از ازدواج معمولا کامل نیست اما در زندگی مشترک، دائما بهتر و بهتر می‌شود.

چنین مردی اجازه نمی‌دهد خانواده به بیراهه برود.

اگر این نگاه در کنار اصل دوم قرار بگیرد، یک وضعیت متعالی رخ خواهد داد.

دو. امانتداری

خانواده اعم از همسر و بچه‌ها، امانت خداست در نزد مرد. خداوند، امانتی را به مرد سپرده است و او باید با نگاه امین خود، جلوی رسیدن آفت به این امانت را بگیرد. نگاه امانت برای مرد بسیار مترقی است و این مسئله به طور کلی، وضعیت ازدواج‌های امروز را تغییر می‌دهد. در واقع مرد باید یک سرپرست امین باشد.

خدا به مرد دستوراتی درباره توانایی‌هایش داده و سپس به او وظایفی براساس آن تفویض کرده و سپس امانت را به دست او سپرده تا این دستورات را اجرایی کند و امانت خود را حفظ و پاسداری کند و به سمت کمال ببرد.

البته که زن در خانواده مسئولیت‌های بی‌شماری دارد که ما در کلاس زنانگی به آن پرداخته‌ایم اما در مجموع زن باید با حفظ حرمت رهبری مرد، به این امانتداری هم کمک کند.

نکات

مردان بسیاری را دیده‌ام که قصد امانتداری داشته‌اند اما به خاطر رفتارهای زنان مدرن، تاب آن‌ها از دست رفته است.

یک مرد واقعی در کنار یک زن واقعی آرام می‌گیرد و زنی که زنانگی قابل توجهی ندارد و از سوی دیگر تن به رهبری مرد نمی‌دهد، انتظار خاصی از او نباید داشت و زندگی باصفا و آرامش و تامین ‌کننده نیازهای دو طرف، هرگز رخ نخواهد داد.

مردی که سرپرستی را وظیفه خود نمی‌داند، گزینه‌ای نامناسب برای ازدواج است و این مسئله به دلیل افول مردانگی در اوست.

یک مرد واقعی لزوما همیشه بهترین رفتار را نخواهد داشت اما یک زن، باید در این مواقع صبور باشد زیرا زندگی در کنار مردی که مرد نیست، جهنم است و هیچکس یک بهشت را که گاهی لذت‌بخش نیست، با جهنم معاوضه نمی‌کند. البته که زن در این صبر خود نیز نزد خدا مأجور است.

برخی از مردهای امروزی که وضعیت زنانگی را می‌بینند، نگاه خود به چنین زنانی را تغییر داده‌اند. اگر زن، زن باشد، مرد نیز با مردانگی خود، حامی و پاسدار و عاشق او خواهد بود اما زنی که زنانگی ندارد هرگز نباید از مردها، رفتاری مردانه انتظار داشته باشد.

واضح است که مردانگی بعنوان یک ضرورت غیرقابل جایگزین، از سوی زن نیز باید به رسمیت شناخته شود و اگر نشود، نگاه مرد نیز سوء استفاده خواهد بود و مطمئن باشید که خیلی از مردها از چنین زنانی باهوش‌تر هستند. هرچند همیشه مردانی هستند که به دلیل ضعف مردانگی در خود، به زنان سرویس می‌دهند بی‌ آ‌ن‌که چیزی دریافت کنند.

۲۸. قابل اعتماد بودن مرد برای زن

اینکه مراقبش هستید، به قول های خود وفا می‌کنید، برای آسایش او زحمت می‌کشید و برای جزئیات زندگی او نیز اهمیت قائلید و از همه مهمتر زمانی که به شما نیاز دارد، آنجا باشید و اسباب صمیمیت و راحت بودن را برای او فراهم کنید.

به آنها گوش دهید و سعی در راحت کردن وضعیت برای آنها داشته باشید. در واقع باید تلاش کنید خود را بر خواسته‌های آنها تطبیق دهید، دقیقا کاری که با یک بچه می‌کنید. در واقع هنگام نیازهایشان، تنهایشان نگذارید.

حتی وقتی واقعا چیزی که می‌گوید برای شما مهم نیست اما باز هم به فیلمش را بازی کنید و تلاش برای حل منطقی آن هم نکنید و مسئله‌اش را کم‌اهمیت جلوه ندهید.

اما سعی نکنید ناجی و بتمن باشید، گاهی زن دنبال نجات نیست بلکه می‌خواهد حرف بزند نه اینکه مشکلش حل شود. به خصوص در زنان که احساسات ناگهانی فراوانی دارند.

۲۹. از زنان نخواهید که همیشه یک حالت داشته باشند

از زنان نخواهید که همیشه یک حالت داشته باشند. زندگی با یک زن در واقع زندگی با چند نفر در زمان‌های مختلف است با رفتار، احساسات و نیازهای گوناگون.

۳۰. ترس و نقش مرد در آرام کردن زن

زنان همیشه و همیشه در حال ترسیدن هستند برخلاف مردان که ترس برای آنها چیز غریب و دوری است. پس مرد باید دائما ترس زن را بفهمد و آن را برطرف کند.

زنان در شرایط استرس ‌زا بیشتر از مردان می‌ترسند در حالیکه مردان در این شرایط بیشتر خشمگین می‌شوند تا ترسو. در مواقع ترس، دست او را بگیرید و آرامش کنید و به جای پاسخ به دیگران از سر خشم، ابتدا ترس زن خود را در نظر بگیرید.

۳۱. بهترین بودن در هر کاری

بهترین بودن در هر کاری، جذابیت عجیبی برای زن دارد. یعنی باید رییس آن کار و مسلط و قدرتمند آن باشید.

غرور دفع کننده زنان است و عزت نفس جذب کننده آنها. غرور سر و صدای قدرت داشتن است و عزت نفس، عمل به آن و نشان دادن بهترین بودن در آن کار.

۳۲. زنان و بچه‌ها تصمیم‌ساز هستند و مرد تصمیم‌گیر

زنان و بچه ها تصمیم ساز هستند و مرد تصمیم‌گیر. این نکته‌ای است که هر مرد و زنی باید بداند.

۳۳. بویایی زن

بویایی زن، قویتر است پس همیشه بوی خوب بدهید. بوی شما برای یک زن خوب و برای دیگری بد است پس یک متوسط خوشبویی داشته باشید.

۳۴. از زیبایی زن خود تعریف کنید

از زیبایی زن خود تعریف کنید. صرفا به گفتن زیبا شدی اکتفا نکنید بلکه شرایط را در نظر بگیرید و در بیان‌های مختلف، زیبایی او را یادآوری کنید.

باید شاعرانه رفتار کنید و جزئیات او را نیز در نظر بیاورید. به خصوص در دنیایی که به زنان دائما القا می‌شود که بدن زیبایی ندارند.

۳۵. زندگی زناشویی محل اختلاف و درگیری نیست

زندگی زناشویی محل اختلاف و درگیری نیست. در نتیجه کلا نباید به دنبال این باشیم که زن یا شوهر ما، نقاط ضعف ما را گوشزد کنند تا برطرف شود مگر اینکه از سنخ امر به معروف و نهی از منکر باشد.

ما باید در راه خدا بکوشیم و همسر ما باید خیر عون فی طاعة الله باشد یعنی بهترین کمک در راه اطاعت خدا.

همسر باید ستاریت کند و نقاط قوت شما را برجسته کند و نقاط ضعف را پوشش دهد نه اینکه دائما بدهکار باشد.

البته باید دقت کنیم که این موضوع مربوط به خطوط قرمز نیست، زیرا در بعضی از مسائل وظیفه ی مرد این است که خطوطی حیاتی را ترسیم کند که هیچکس حق عبور از آن را نداشته باشد.

در غیر از خطوط قرمز، مبنای زندگی زناشویی پوشاندن نقاط ضعف از خود و از دیگران است و تا جای ممکن باید تغافل و تساهل به خرج داد.

این دقیقا برعکس وظیفه برادر دینی است که باید عیوب ما را به ما بگوید تا برطرف کنیم.

اگر زندگی معرکه‌ی برشمردن عیوب ولو به قصد اصلاح باشد، عملا سراسر زندگی تبدیل به میدان جنگی خودخواهانه خواهد شد و ثمره‌ی آن درگیری و از بین رفتن اعتماد به نفس دو طرف خواهد بود.

این نکته‌ای عمیق است که حتما باید به کار گرفته شود.


منبع: سید حمیدرضا خدائیان