سبدخرید
جمع سبد خرید
0

رفتار مرد در زندگی زناشویی 3

پیوست‌ها

۱. چه کنیم تا دیگران به ما احترام بگذارند؟

نزدیک بودن، احترام را از بین می‌برد. یک شخصیت ممکن است از دور، جلوه‌ای خدایگانی و اسطوره‌ای داشته باشد اما همین که به او نزدیک شوید، تبدیل به شخصیتی انسانی می‌شود. البته این فضیلت اوست که با محدودیت‌های انسانی به چنین مقامی رسیده اما قوه خیال ما ترجیح می‌دهد به جای پذیرش چنین موضوعی، همان شخصیت اسطوره‌ای را ببیند.

چنین موضوعی نیاز به دیدن کاری شریرانه از آن فرد ندارد، بلکه مثلا همین که می‌بینید به توالت می‌رود یا با او استخر می‌روید یا با شما مخالفت می‌کند، همین عوامل کافیست تا نگاه شما به او تغییر کند. اگر هیچ کدام از این موارد هم نباشد همین که همیشه کنار او هستید، او را برای شما عادی می‌کند و یا اینکه خود را هم‌تراز و هم‌شأن با او تلقی می‌کنید و به همین دلیل نگاه غبطه‌آمیز شما به او از بین می‌رود.

اما هنر یک فرد عاقل این است که چنین اموری باعث نشود تا جایگاه افراد را اشتباه بفهمد و آن‌ها را به گونه‌ای دیگر ببیند و احترامی که باید به آن‌ها بگذارد را فراموش نکند؛ مثلا در روابط فرزند با والدین یا استاد و شاگرد یا زن و شوهر یا عالم و جاهل یا حمایت‌کننده و حمایت‌شونده.

از آن‌سو نیز هنر افراد این است که مواظب باشند تا برای دیگران این‌گونه نباشند و این به معنای کبر ورزیدن نیست چون دقیقا غرور و کبر، نگاه احترامی را از بین می‌برد. بلکه منظور حفظ شأن و عزت نفس است.

عواملی هستند که در این مسئله دخالت دارند. مثلا شاید کسی که زیاد شوخی می‌کند، باحال به نظر برسد اما حرمتی هم نخواهد داشت.

این نکته به خصوص در ایجاد ارتباط پسر با دختران آموزش داده می‌شود که دختران جذب شوخی می‌شوند. این مطلب کاملا درست است اما به هیچ عنوان به معنای این نیست که خود را دلقک کنید زیرا در آن صورت شاید دختر علاقمند به قرار گرفتن در کنار شما باشد اما به شما به چشم مرد خود نگاه نمی‌کند و احترام لازم برای یک مرد را نیز برای شما قائل نیست.

عوامل دیگری هستند که مهمند و باید مورد بحث قرار بگیرند و این می‌تواند به تنهایی یک دوره محسوب شود. دوره ای با نام چه‌کنیم تا دیگران به ما احترام بگذارند. عوامل متعددی در روایات آمده است که بسیار مهم است.

۲. مرگ‌بودگی ازدواج

ازدواج، مرگ است. مرگ نسخه‌ی ضعیف‌تر، آزادتر و احمق‌تر هر فرد. ازدواج جایگاهی است که در آن مجبور می‌شوید تا همه‌ی توان خود را فعال کنید و این کار به شما قدرت می‌دهد (زیرا مسئولیت بر دوش شماست) و همین موضوع شما را مجبور می‌کند تا فکر کنید و فکر همیشه به محدود شدن می‌انجامد و همین فکر نیز شما را هوشمند می‌کند.

یک زن یا این مسیر را به سمت کمال و رشد طی می‌کند که قاعدتا همراه با درد خواهد بود یا اینکه به دنبال همان نسخه‌ی قدیمی می‌رود و از پذیرش قدرت، محدودیت کنترل شده برای رسیدن به موفقیت و هوشمندی سر باز می‌زند و هیچ گاه طعم نسخه‌ی حقیقی و پیشرفته خود را نمی‌چشد و همان بچه ننه‌ای می‌ماند که بود و البته بچه بودن در سن کم عیب نیست اما در بزرگسالی یک فاجعه برای شما و دیگران است.

رسیدن به کمال، عرضه می‌خواهد. چیزی که امروزه بسیار نایاب شده است. زنی که در ازدواج می‌ماند اما همیشه در حسرت نسخه‌ی قبلی خود است نیز، از دو سو درد می‌کشد.

چنین دخترانی حاصل کار مادران خود‌ هستند. مادرانی نادان که ترس‌های خود را ویژگی دختر می‌کنند و پدران نادان‌تری که از آن حمایت می‌کنند. حال آن که مادر موظف است تا دختر را آماده ورود به دنیای بزرگسالان کند که اگر نکند، بیشترین رنج را به دختر خود منتقل خواهد کرد.

این ماهیت مرگ‌گونه‌ی ازدواج را بیش از مردان، زنان تجربه می‌کنند. برای مرد، ازدواج، ظرفیت محدودی آزاد می‌کند در حالی‌که هدف و جنگیدن برای آن و تجربه‌ی درد بی‌حد آن، صرفا می‌تواند یک دماغوی مامانی را تبدیل به هیولایی خطرناک و مؤثر کند.

جالب‌تر آن که درد هر دو جنسیت در دوره‌ی سنی مشترکی است و البته همین درد اگر با پذیرش دو طرف همراه شود، از درون خود آرامشی بی‌انتها آزاد می‌کند.

آرامش حاصل ایستادن در طوفان است نه نشستن بر دشت گلی آرام.

اما اگر یکی از دو طرف، رنج و مسئولیت خود را نپذیرد، ازدواج می‌تواند تبدیل به پرتگاه شود و اگر هر دو اینگونه باشند که وضعیت فاجعه‌بار خواهد بود.

ازدواج مثل قرص قرمز ماتریکس است. اگر آن را نخورید به زندگی احمقانه خود ادامه می‌دهید و اگر بخورید، بیدار می‌شوید و تازه قدرت درون خود را می‌یابید و عشق را تجربه می‌کنید اما همه‌ی این‌ها نیز همراه با دردی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

بسیار دیده‌ایم دخترانی که در ۱۶ سالگی یک زن بالغ شده‌اند و بسیار بیشتر از آن، زنانی را دیده‌ایم که حتی در میانسالی و پیری خود، هیچ‌گاه طعم بلوغ زنانه را نچشیده‌اند. چنین نگاهی به اسطوره سایک و افرودیت جان می‌بخشد. هر چند بسیاری از عناصر این اسطوره با واقعیت تناسبی نداشته باشد.

اما ازدواج به همان میزان نیز برای مرد از جنبه‌ای دیگر، مرگ است. مرد باید مقتدر و مسلط باشد اما در برخورد با زن، این اقتدار و تسلط، قابل اعمال نیست. چون زن ریحانه است و با ریحانه نمی‌توان سهمگین رفتار کرد.

در واقع ولی و سرپرست بودن مرد نسبت به زن کاملا متفاوت با ولایت در یک جنگ است. اینجا ولایت مرد برای بزرگی کردن و کرامت و لطف و در حمایت قرار دادن و آرام بودن و آرام کردن است ولی در سایر ولایت‌ها باید سخت گرفت.

ولایت مرد بر زن در واقع هیچ مزیتی ندارد و فقط تکلیف است و مصیبت. در ولایت‌های دیگر مزیت رییس بودن هست اما در این یکی، باید حواست باشد که روحیه زن لطیف است و نباید به او فشار بیاوری و همیشه باید لطف کنی حتی اگر خودت زیر بار آن لطف‌ها نابود شوی.

وقتی لطف کردی، زن نیز اگر واقعا زن باشد، خود را نشان خواهد داد. واضح است که ازدواج برای مرد خواستنی‌تر و احتمالا دردناک‌تر است زیرا زن به دست می‌آورد و مرد از دست می‌دهد.

این مسئله در واقع انقلاب اسلام در برخورد با زنان است، زیرا از دیرباز تا اکنون، زن تحت سیطره مرد بود ولی این سیطره به معنای بندگی زن به مرد بود اما اسلام دستور دیگری می‌دهد.

همچنان ولایت موجود است اما کارکرد ولایت، کاملا به نفع زن است و وظایف نیز از دوش او برداشته شده و همگی بر دوش مرد گذاشته شده است.

شاید به این دلیل که زن نمی تواند موظف شود و اگر بتواند هم به ضرر اوست. ولی اگر به او لطف کنی، او هم به شکل زنانه‌ا‌ی آن را جبران می کند.

نگاه قبلی من این بود که زن موظف است اما این وظیفه ها، استخراج نشده و به طور کامل فقه ما به سمت یک طرفگی به نفع زن رفته است، هنوز هم این نظر را دارم اما مطمئن نیستم و باید بصورت تخصصی بررسی شود.

نکته‌ی مهم این است که اگر نظر فعلی درست باشد، انقلابی در زمینه مفهوم اقتدار مردانه و سرپرستی ایجاد می‌شود و به کلی صحنه‌ی علم روانشناسی و جذب را نیز تغییر می‌دهد.

۳. قدرت در ازدواج

قدرت و استحکام و تسلط چیست؟ در از خود بی‌خود نشدن و در آرامش.

در قدرت نباید ضعفی نشان داد اما نیازی به فریاد و گندگی و تهدید و توهین هم ندارد. قدرت ضد این‌هاست.

قدرت یعنی سکوت و سینه‌ای ستبر که نمی‌توان او را فریب داد و باج هم نمی‌دهد اما فریاد هم نمی‌زند، فریب هم نمی‌دهد و در آرامش و مظلومیت و تنهایی زندگی می‌کند.

قدرت حاصل تدبیر است نه تحقیر دیگران.

قدرت حاصل مسئولیت‌پذیری، همیشه جلوتر از دیگران بودن و الگو بودن است. قدرت اساسا ناظر به گفتن نیست، به بودن است، بودن شخصیت.

قدرتمند، فریب نمی‌دهد زیرا فریب، حیله‌ی ضعیف‌هاست برای پیروزی و البته قدرتمند، استوار است و خود را از دست نمی‌دهد.

برای قدرت در بیرون، ابتدا باید بر خودت قدرت بیابی و مسلط شوی و همه‌ی عناصر وجودی را در آن زمینه، هماهنگ و یکدست کنی.

۴. زن تجلی درون است و مرد تجلی بیرون

زن تجلی درون است و مرد تجلی بیرون. زن تجلی مستوریت است و مرد تجلی افشاء شدن.

حالا اگر مردی بیرون را رها کند و درونی بشود و یا زنی درون را رها کند و بیرونی شود، دارد به سمت مخالف حرکت می‌کند و چنین امری برای او دردسرساز می شود.

منظور از درون و بیرون، درون و بیرون خانه نیست بلکه نوع نگاه خاص هر جنسیت به موضوعات است.

۵. برنامه داشتن، مرتب کردن درون خود و بیرون خانواده

برنامه داشتن، مرتب کردن درون خود و بیرون خانواده و اهل آن، صبوری برای رسیدن به نتایج و رسیدن به نتایج با روشی متفاوت از مرد و دید کلی داشتن به زندگی و شجاعت زنانه از جمله اموری است که زن باید در طول زندگی خود فرا بگیرد و همه‌ی این امور ترکیبی از مهارتهای درونی و بیرونی برای حفظ خانواده است.

بنابراین هر کدام برنامه مخصوص به خود را دارند.

اساسا انتظار این است که زن بیش از مرد به فکر خلوت و درون خود باشد وتنها راه سعادت زن، با درون‌نگری و صرف‌نظر کردن زن از بیرون و کثرات آن است.

چیزی که امروزه با مصرف‌گرایی و گسترده شدن دامنه دید انسان به اشیاء و افراد از طریق تکنولوژی دقیقا راه برعکسی را طی می کند و زنان روز به روز در حال بیرونی‌تر شدن هستند.

هم از خود، هم از خانه و هم از خانواده و جنبه ی اصلی زن را که مستوریت است، به قهقهرا می برد و در نتیجه مرد هم باید به فکر بیرون جهان باشد و هم درون آن.

در حالی که تقسیم این وظیفه این گونه است که زن باید فریادهای درونی خانواده را بشوند و مرد فریادهای بیرونی را.

نسبت مرد با زن در اجتماع نیز اینگونه است. فتح و توسعه مرد از طریق بیرون است و فتح و توسعه زن از طریق درون.

در واقع تاثیر زن، در روان و درون دیده می شود و توانایی او نیز این است و علاوه بر این جهان را با روش درون خانوادگی فتح می کند و از طریق اسبابی که آماده کرده است برای این امور مانند همسر و فرزندان و دیگر اعضای خانواده خود.

در نتیجه زن باید نسبت به مال، نسبت به نظم خانه، نسبت به روان اعضای خانه، نسبت به ایجاد انگیزه و امید برای حل مشکلات، نسبت به برنامه ریزی مالی و غیرمالی برای اهداف و صبوری برای آن، نسبت به نگاه از بالا به مسائل از خود بیشترین تلاش را نشان بدهد.

در واقع زن جزئی‌طلبی می کند در حالیکه جزئی‌طلبی هر چند سبب اهمیت به مسائل ریزتری می شود که معمولا مرد به آن بها نمی‌دهد اما همین جزئی طلبی امکان نظم، برنامه ریزی و فهم مسائل را از او می‌گیرد.

در جزء همیشه شیاطینی در کمین نشسته‌اند تا به شما دروغ بگویند و همه چیز را بد جلوه بدهند در حالیکه با فهم کلی، مسائل برای شما راه حل می‌یابد و هضم آن ساده‌تر می شود و امید به زندگی زناشویی بیشتر می‌شود و با یک تکان ساده، خانواده به چاله‌ی کهکشانی زن نمی‌افتد.

چنین اموری فقط با دید کلی به نتیجه نمی‌رسد بلکه زن باید شجاعت روبرو شدن با این تصمیمات را داشته باشد تا اساسا این انتخاب‌ها و تصمیم‌ها ممکن شود و در هاله‌ای از ترس که معمولا زنان درگیر آن هستند و دائما آیه‌ی یأس می‌خوانند و خود را بدبخت می‌شمارند، گیر نیفتد و به ثمر مثبت بنشیند.

۶. «هُنَّ لِباسٌ لَکُم» یعنی چه؟

لباس ازدواج ۵ ویژگی دارد:

  1. الف. همسر شما عیب شما را از چشم دیگران می‌پوشاند و نمی‌گذارد کسی عیب شما را بفهمد و قطعا خودش هم این کار را نمی‌کند.
  2. ب. همسر شما کسری شما و ضعف شما در کاری را جبران می‌کند.
  3. ج. همسر شما در مقام تکامل شما و کامل کردن پازل شما خواهد بود.
  4. د. همسر شما حتی خودش هم عیب شما را نادیده می‌گیرد و به روی شما نمی‌آورد.
  5. ه‍. همسر شما باعث می‌شود که شما عیب خود را نفهمید و در جهل خودتان پیروز باشید که حداقل این امر اعتماد به نفس شما را زیاد می‌کند ولی چون عیب خود را نمی‌فهمید از جهتی خوب نیست. مگر اینکه هدف همین باشد که فهمیدن عیبمان در خانه نباشد چون بقیه زندگی این عیب را به ما می‌دهد و مثلا دوستان ما موظف هستند که عیب ما را به ما بگویند ولی شاید همسر آدم نباید این کار را بکند چون وضع خراب می‌شود و آرامش هم از بین می‌رود.

پس در مواردی که عیب زن برای مرد مهم است چه باید کرد؟ مرد باید در مورد بد بودن کار، مقدمه بسازد اما تا جای ممکن اشاره مستقیم نکند و تلاش کند تا در همان چیز، وجوه مثبت زن را نیز ببیند.

نه اینکه آن ها را نادیده بگیرد و فقط به وجه منفی بپردازد. علاوه بر این نباید کاری کند که زن حس کند خودش انتخاب نکرده بلکه باید حس کند اختیارا در حال انجام آن کار است.

البته گاهی نیاز به خشم هست اما خشم هدفمند و نه خشمی که فراموش کند این فرد برای او چه کسی بوده و اینکه فراموش کند زن، اسیر و امانت اوست.

۷. تفاوت پیکاپ و جذب با قوانین ماندگاری

مهارت جذب به ما اصول مخ‌زنی را آموزش می‌دهد. به جز موارد معدودی از آن که در زندگی مشترک هم به کار می‌آید، عمده موارد آن ضدمردانگی و ضدزندگی مشترک هستند.

در واقع در زندگی مشترک زهر هستند. این مهارت در واقع برای رابطه کوتاه‌مدت نهادینه شده و برای فضای گردن نگرفتن.

البته بعضی از مفاد آن خوب است و دائمی. امروزه خیلی‌ها می گویند که مثلا زن را سگ‌محل کن یا با او خشن رفتار کن یا پسر بد باش تا به تو جذب شود.

انحراف پیکاپ در اینجاست که نمی‌تواند مردانگی را معنا کند و مردانگی را در پسر بد بودن می فهمد و در بدنسازی و سوار بنز شدن و پر بودن دختر دور پسر و ... در نتیجه مدل خود را مدل مطلوب مرد می‌داند در حالیکه عمدتا یک پسر بد در معنای مرسوم آن، یک دختر با سطح جهل بالاست.

در واقع توان عقلی و اخلاقی بسیار پایینی دارد و مایه‌ی شرم مردان واقعی تاریخ است.

۸. عمر خود را برای توضیح به زن‌ها هدر نده!

این روی دیگر گیر ندادن به زن است و این به نفع دو طرف است مگر موضوع مهم باشد.

زن‌ها با تجربه کردن می فهمند و توضیح مفهومی را درک نمی‌کنند برای همین هم تجربه‌ی غلط هم‌نوعان خود را به عنوان معیار می‌پذیرند ولی حرف درست شما را نه.

البته گاهی در بستر مناسب و در وقت درستش و با ایجاد مقدمات مناسب بعضی از مسائل را باید توضیح دهید و در این راستا آداب گفتگو را نیز در نظر بگیرید.

اساسا افرادی که تازه ازدواج کرده‌اند به دلیل ناشناسی همسر و البته ناشناسی ازدواج، دائما دچار سوء تفاهم می‌شوند و گفتگو در این فضا، بسیار پرریسک می‌شود.

البته گفتگو درباره زندگی منظور است نه مثلا درباره اینکه کجا بریم تفریح.

به طور کلی بدانید که عوامل بالا را به خاطر زن انجام ندهید بلکه نیت و هدف شما، کسب رضایت حق باشد و سعی کنید تا عمل خود را خالص کنید.

این رمز موفقیت است وگرنه یک بار عدم جبران زن کافیست تا شما نیز عصبانی شده و دست از انجام کار بزرگ بردارید.

۹. زیبایی همسر و توجه به تصاویر و روابط دیگر

ممکن است در زمینه زیبایی همسر خود تردید داشته باشید. مسلما زیبایی فرد در نظر مرد امر مهمی است و البته باید حواستان به تبعات آن باشد و صرفا برای زیبایی انتخاب نکنید که این امر باعث بدبختی تضمینی شما خواهد شد اما در هر صورت زیبایی یک معیار برای ازدواج است.

اما نکته این است که پس از ازدواج، توجه به دختران دیگر و یا دیدن فیلم های مستهجن و تلاش برای تطبیق آن در خانواده، افتضاح به بار می‌آورد.

کسی که درگیر ذهنیت‌‌ها و تصاویر خود است، اسیر آن‌هاست و قاعدتا نمی‌تواند زندگی را در مسیر درست خود قرار دهد.

اسیر براساس درستی و غلطی عمل نمی‌کند بلکه فقط می‌خواهد به آرزوی بزرگ خود دسترسی پیدا کند.

۱۰. در برخورد با همسر، شرح صدر داشته باشید

به طور کلی در برخورد با همسر، شرح صدر داشته باشید و ظرفیت و تحمل خود را بالا ببرید و به راحتی نشکنید.

زیرا این مشکلات نیستند که اندازه دارند، بلکه ممکن است یک مشکل در یک ظرف بزرگ، اصلا دیده هم نشود و در یک ظرف کوچک لبالب شده و فرد کاملا از هم پاشیده شود.

غم را با خود به خانواده نیاورید.

این تصور که زن شما اگر رنج شما را ببیند به کمک شما می‌آید از پایه غلط است. زن به تو تکیه می کند نه تو به او.

اینکه زن به تو کمک کند با تعریف مشخص مسئولیت او ممکن است نه با ناله و زاری و خراب کردن حال خانواده چون تو ناراحتی.

۱۱. مرد، تکیه‌گاه خانواده است

مسلما به عنوان مرد، تکیه گاه خانواده شما هستید. این اعضای خانواده هستند که باید به شما در برابر سختی‌ها تکیه کنند و اگر شما بخواهید به غیر تکیه کنید، زندگی شما نابود می‌شود.

در نتیجه تکیه بودن نیز نماد مسئولیت است نه نماد زورگویی بر اعضای خانواده.

۱۲. در محبت کردن حد نگه دارید

در محبت کردن حد نگه دارید. در بهار هم باید از پاییز یاد کرد. قرار نیست یک فضای فانتزی ایجاد کنید که بعدا خودتان در آن بمانید.

ممکن است حد محبت شما بسیار باشد اما اگر محبت شما باعث دلزدگی و تکراری شدن و وظیفه بشود، عملا تاثیر خود را از دست می‌دهد.

البته منظور این نیست که بداخلاق باشید بلکه گاهی سکوت و بی‌توجهی کارساز است اما مهم این است که در کجا این کار را بکنیم و این امر شاید در هر زندگی متفاوت با زندگی دیگری باشد.

بعلاوه همسر شما یاد می‌گیرد که به جای تعلق و وابستگی و آویزان بودن، خودش نیز نقشی داشته باشد و دلبسته شما باشد نه صماغی نچسب و کنه‌ای آزاردهنده و این امر باعث می‌شود که خودش مسیر رشد را طی کند.

۱۳. گاهی نیاز به گله‌مندی وجود دارد

گاهی نیاز به گله‌مندی وجود دارد، هنگام گله‌مندی انصاف را رعایت کن و از همه مهمتر بصورت مستقیم گله نکن بلکه مطلب را بفهمان و رد شو.

هر کاری غیر از این باعث می شود زن به فعل غلط جری شود چون عامل این که تو به او نگویی، مانع انجام فعل بد می شد اما اگر بگویی و سرکوفت هم بزنی و او هم دنبال عیب تو بگردد، دفعه بعد چیزی برای از دست دادن نیست و خیلی راحت همان کار را می کند.

۱۴. هیچ گاه تلاش نکنید که باتلاق همسر خود شوید

هیچ گاه تلاش نکنید که باتلاق همسر خود شوید. هیچ گاه قلاب نیندازید تا همسرتان در آن گیر کند و از حرکت باز بماند.

اما کدام حرکت؟ هر حرکتی؟ ابدا، در انتخاب حرکت‌ها سیاست داشته باشید و حس تحرک را نگیرید اما از آن‌سو، همه چیز را رها نکنید.

هر کس که به خود بخواند، طاغوت است. مردی که تلاش می کند تا سقف آرزوی زنش، رضایت شخص او باشد، طاغوت است.

نه شوهر و نه زن، هیچکدام به خصوصه موضوعیت ندارند. هدف ما خداست و نه چیزی دیگر.

پس هر دو سمت موظف هستند که به سمت خدا بروند و دیگری را به راه او بکشانند نه به خود.

۱۵. محبوب‌ترین بنا در اسلام

پیامبر فرمود که در اسلام هیچ بنایی محبوب‌تر از ازدواج بنیان گذاشته نشده است.

این یعنی، حرمت این بناء حتی از مسجد هم بیشتر است و باید از آن بیشترین حراست را کرد و هر کس بخواهد آن را از بین ببرد موجب غضب الهی می شود.

این مسئله بسیار موضوع مهم و حیاتی‌ای است. با دقت در این کلام، زن و شوهر می فهمند که این نهاد، مقدس است زیرا محبوب خداست و همانطور که خاضعانه باید در مسجد شوند، خاضعانه هم باید با خانه و خانواده تعامل کنند و آن را به چشم شهوت و غضب و ارضاء نبیند و پیش از همه حراست و حفاظت و حرمت آن در پیش چشمشان باشد.


منبع: سید حمیدرضا خدائیان