نکات بسیار مهم در همسرداری مرد
۱. زن میخواهد حس کسی بودن و اختیار داشتن و صاحب تصمیم بودن داشته باشد
زن می خواهد حس کسی بودن و اختیار داشتن و صاحب تصمیم بودن داشته باشد و این موضوع باید کنترل شده باشد و در خانواده تامین شود وگرنه در بیرون دنبال آن میرود یا برای آن راهی اشتباه برمیگزیند.
در واقع زن باید به چشم مردش بیاید. باید به زن شأن همراه را داد هرچند واقعا بصورت مستقیم توانایی همراهی نداشته باشد. همراهی درمعنای دقیق آن، در تواناییهای جنسیت زن نیست اما در عوض زن با توانناییهای خود می تواند اموری را برای مرد تامین کند که کسی دیگر نمیتواند.
در واقع توقعات ما از زن باید مطابق ویژگی های او باشد وگرنه زنانگیاش را از او میگیریم و با یک مرد زندگی می کنیم. ما نباید توقعات مردانه از زن داشته باشیم.
این موضوع در عناصر گوناگون زندگی نقش ایفا می کند:
الف. مالی
زن باید پولی داشته باشد که هر جوری دوست دارد آن را خرج کند و به شما گزارش ندهد و شما به جز مخارج زندگی باید این پول را به هر میزان که می توانید فراهم کنید تا او حس خرج کردن را که از نیازهای زن است تامین کند.
ب. تربیت بچه ها
زن، بچه را به دنیا آورده است و به همین دلیل طبیعی است که او را بیشتر از مرد، برای خود می داند. این حس طبیعی یک زن باید باشد مگر اینکه این حس به انحراف برود و زن از بچه حس رقابت بگیرد و به آن حسادت کند چون توجه ها به سمت بچه معطوف میشود.
اما اگر سالم و طبیعی باشد، مادر انتظار دارد که در تربیت فرزند دستش بسته نشود. در واقع مرد نباید جلوی اعمال تربیت مادر را بگیرد مگر اینکه امر مهمی باشد.
پ. قدردانی ولو به دروغ
در قدردانی از زن باید بطور مشخص از چیز خاصی تعریف کنید نه مثلا بطورکلی بگویید چه زن خوب و زحمتکشی دارم. زیرا نشان میدهد به جزئیات کارهای او واقفید و میدانید چه ارزشی خلق می کند و در نتیجه چه ارزشی دارد.
ت. زن از خواهش کردن برای چیزی متنفر است
زن از خواهش کردن برای چیزی متنفر است، هر چیز می خواهد باشد. زنان در برخورد با این موضوع متفاوتند. بعضی اصلا خواهش نمی کنند و خودخوری می کنند، بعضی بصورت مستقیم این موضوع را به روی شما می آورند و حتی ممکن است دعوا درست کنند و بعضی بصورت کنایهوار عمل می کنند.
ث. زن از طلب بخشش و عفو نیز متنفر است
زن از طلب بخشش و عفو نیز متنفر است اما اگر بخشیده شود شاید جبران کند. به هر صورت نبخشیدن دردسر بیشتری دارد.
معمولا زنان به زور طلب بخشش میکنند و حتی برای بخشیده شدن به خاطر یک دعوا، دعوای دیگری راه میاندازند.
گاهی حس تعلیق نبخشیدن یا بخشیدن برای زن مفید است و اغلب باعث فروپاشی روانی زن میشود.
عمده زنان در لفظ و زبان، بسیار قوی و گنده هستند اما در حقیقت ضعف بنیادینی دارند. در نتیجه اساسا توجه به زبان زن، حماقت و موجب خسران است.
نکته مهم درباره دعوا
فراموش نکنید که در یک دعوا، همیشه زن پیروز میشود حتی اگر پیروز نشود.
زنان قدرت مظلومنمایی دارند و از سوی دیگر توانایی نگه داشتن یک موضوع در محدودهی خود را ندارند و در واقع جوانمردانه دعوا نمیکنند و به راحتی هم نمی بخشند یا موضوع برایشان تمام نمیشود بلکه سالها آن را در حافظه خود نگاه میدارند.
بعلاوه اگر زن در دعوا بیفتد، قبح شما بعنوان مرد از بین میرود و دیگر آن ادب و احترام قبل را برای شما قائل نیست.
بعلاوه ممکن است رفتار شما زشت باشد و همسرتان آن را یاد بگیرد و روز به روز، مردتر بشود. در حالیکه شما از او زنانگی میخواهید ولی خودتان به مردانگی او دامن میزنید.
چ. اظهار کلامی محبت
مورد بعدی اظهار کلامی واضح دوستت دارم به شکل های مختلف و با زبان های مختلف و در زمان های مختلف است.
۲. زن ریحانه است و قهرمان نیست
زن ریحانه است و قهرمان نیست. این موضوع هم روی رفتار مرد با او تاثیر می گذارد و هم بر اینکه خود زن چه کارهایی نباید بکند یا در تربیت با او نکنند که او را از ریحانه بودن خارج میکند.
الف. وظایف زن نباید زیاد باشد
وظایف زن نباید زیاد باشد. ذهن زن ضعیف است و توانایی رسیدگی کردن به موضوعات گوناگون یا موضوعات سخت را ندارد.
اساسا توقع زیاد، مانع آرامش است و هر دو طرف باید تلاش کنند تا توقعات و انتظارات خود را پایین بیاورند.
تکرار وتذکر مداوم به شدت ملال آور و آزاردهنده و مخرب آرامش است و فرد را به تخریب جری می کند.
اساسا برای به نتیجه رسیدن مسائل در زندگی باید صبور بود و ظرفیت و تحمل طرف مقابل را در نظر گرفت و از سوی دیگر موانع رشد و تغییر او را درست فهمید و وضعیت برداشت او او را بسنجیم و مواظب حسودان و تنگنظرهای دور و بر خود نیز باشیم.
ب. زن نیاز به تحسین شدن دارد
زن نیاز به تحسین شدن دارد ولو دروغین باشد. در واقع رفتار با یک زن باید مانند کودک باشد که بی خود و بی جهت باید او را تحسین کرد.
پ. زن خیلی زود میشکند
زن خیلی زود میشکند و حتی کارهای بسیار ساده می تواند از او انرژی وحشتناکی بگیرد مثلا انتظار زن برای آمدن شوهرش.
معنای این حرف عدم صبر زن نیست بلکه زن در بعضی موضوعات می تواند بسیار صبور باشد.
نکته مهم درباره زنانگی و رشد زن
زن برای اینکه بالاترین استاندارد خود را داشته باشد دو راه دارد:
- زنانگی خود را به وسیله خودش یا به وسیله دیگران رها کند.
- زن بماند و زنانگی را کامل کند و از سر زنانگی، خود را کامل کند و خود را وقف خانواده کند.
اولی راه همیشهی تاریخ برای زن است و دومی راه اسلام.
اولی زن را در مواجهه با مرد بیدار می کند و به خودآگاهی دروغین و میل به استقلال و تاکید بر خود به جای خانواده میرساند و دومی زن را تربیت می کند که هم خودش به مدارج عالی سعادت برسد و هم خانواده و هم جامعه اش را رشد دهد و آرامش، انگیزه و امید را در جهان تقویت کند.
این کار را مرد نمیتواند برای خود بکند حتی اگر درباره انیمای مرد و فهم و بلوغ آن صحبت کنیم.
نقش یک زن را جنبهای که به آن زنانگی مرد میگویند تامین نمی کند. چرا نام آن را زنانگی میگذارند زیرا ویژگی غالبی زنان است اما معنای این حرف این نیست که مردان مثلا نباید مهربان باشند و مهربانی زنانه است.
مهربانی یک مرد به کلی با مهربانی زن فرق دارد نه اینکه مرد، زن درون خود را کشف کرده است.
مهربانی زنانه نیست بلکه به همان اندازه مردانه است اما جنس آن در مرد و زن متفاوت است.
در نتیجه اگر یک مرد، مهربانی زنانه داشته باشد، چنین چیزی او را بدبخت می کند و اگر مهربانی مردانه داشته باشد، به تکامل واقعی مردانگی میرسد.
اشتباه یونگ و دیگران در این زمینه ها تفکیک و برچسبگذاری اشتباه ویژگیها بوده است زیرا مهربانی مرد و زن از جنس اشتراک لفظی است نه از جنس تشکیکی که مثلا مرد او را دارد ولی کمتر و زن، آن را دارد به صورت اکثریتی.
ت. فیزیک
فیزیک زن لطیف است. نباید گول نتفلیکس را بخورید. زنان از نظر جسمی بسیار ضعیف، ظریف و نحیف هستند.
شوخیهای شما با دوستان مردتان برای زن جذاب نیست و باعث درد او میشود، هر چند شما قصد بدی ندارید بلکه در حال محبت به اویید.
در رابطه جنسی هم گول پورن را نخورید. فانتزیهایی که برای شما ایجاد میکنند یک فریب کثیف است.
همسر شما به شما نگاه پناهگاه دارد نه نگاه کسی که آمده تا نانش را حلال کنید!
ث. تفریح و سفر و مهمانی
زن برای تخلیه روانی خود بیشتر از مرد، نیاز به سفر دارد، نیاز به تفریح دارد و گاهی باید دو نفری بروند و گاهی باید خانوادگی یا دوستانه باشد.
اساسا زن گاهی نیاز به تعامل با دیگران بخصوص زنان خانواده خود دارد هرچند این موضوع آفات متعدد به دنبال خواهد داشت.
ح. خانواده
به خانواده زن نباید بی احترامی شود. زن منشأ خود را در آن خانواده میداند و حسی که زن دوست دارد داشته باشد اینکه بینقص باشد و مایه ی افتخار و اگر شما منشأ او را زیر سوال ببرید یا افسرده میشود یا عصبانی.
خ. نیاز به رهایی
زن به دنبال مستی است اما آن مستی که کنار همسر تجربه میکند، چنین حسی برای او لذتبخش است و عمیقترین بخش وجود او را تحت تأثیر قرار میدهد که حس در پناه بودن است.
زن در این حس تجربه میکند که در پناه مرد است و به این دلیل نیازی نیست خودش حواسش به چیزی باشد و میتواند رها و آزاد باشد.
این موضوع می تواند در زمینه مالی باشد یا فقط در چند دقیقه رخ دهد یا ... اما باید حواسمان باشد که این فانتزی زن، روی خطرناکی نیز دارد که به شدت برای زن و البته خانواده خطرناک است.
ه. توجه مرد به مسائل موردنیاز زن
مرد در ارتباط با زن باید سعی کند تا حد ممکن توجه خود را به سبک موردنیاز زنان، معطوف کند.
بسیاری از مسائل مهم برای زن، به هیچ عنوان موضوع مهمی برای مرد نیست اما زن انتظار دارد که مرد به چنین مسائلی توجه کند و دقت خود را در مسائل زنانه بالاتر ببرد.
۳. زن در اسارت مرد است و این جنبهی امانتداری مرد را میرساند
زن در اسارت مرد است و این جنبه ی امانتداری مرد را می رساند. این اسارت به معنای وظایف مرد نسبت به زن است نه بدبختی زن!
الف. پرهیز از خشونت در بیان
در بیان با زن نباید از هرگونه خشونت استفاده کرد. خشونت بیانی فایده ندارد چه رسد به فحش، تمسخر، کنایه و ... . زنان در تحمل این موضوعات بسیار ضعیفند.
اساسا خشونت بیانی در بعضی جاها لازم است اما اگر تعداد آن بالا برود، زن جری می شود و دیگر همه خشونتهای دیگر نیز اثر نخواهد کرد.
بعلاوه باید از عنصر بیخیالی استفاده کرد. توضیح زیاد دادن یا تعدد گیرها با بیان پرفشار باعث میشود زن ناراحت شود ولی خود را اصلاح نکند هرچند کاملا تقصیر او باشد و کار بسیار بدی نیز کرده باشد.
ب. رابطهی جنسی
در رابطهی جنسی مرد نباید مثل خروس باشد. یعنی بیاید و کار خود را سریع بکند و برود.
برای زن باید آمادگی ایجاد کرد، باید در خانه لباس مورد انتظار زن را پوشید، باید زیبا و خوشتیپ بود، عطر زد، حمام رفت و مقدمات تحریک زن به خوبی انجام شود و او را به سطح بالایی از حس جنسی برسانیم و بعد دخول انجام شود تا زن هم در فرایند دخول ارضا شود و چنین چیزی تبدیل به حس عقدگی زن نشود.
۴. زن باید مانند موم در دست ما باشد اما نباید حس تسلط و قدرت از ما بگیرد
زن باید مانند موم در دست ما باشد اما نباید حس تسلط و قدرت از ما بگیرد.
در واقع می داند ما مسلطیم و حساب هم می برد اما از سر شوق پناه می آورد نه از ترس گوش دهد.
به هیچ عنوان دلیلی ندارد که ما درباره هر موضوعی نظر بدهیم. این آفت مردهاست.
اساسا هم نیاز نیست در خیلی از موضوعات چیزی بگوییم حتی اگر به ما ربط داشته باشد ولی وقتی تاثیری در نهایت کار ندارد، چرا اوضاع را خرابتر کنیم؟
۵. تغافل
با هوش بودن خوب است اما تلاش برای مچگیری فاجعه است.
در عوض حتی اگر نمی خواهید ولی باز هم خیلی از مسائلی را که دیگران دوست ندارند بفهمید را می فهمید باز هم به جز در موارد ضروری، بهتر است ستارالعیوب باشید و خود را به تغافل بزنید و چشمپوشی کنید.
نباید دائم دنبال ایرادگیری باشید.
اگر اشتباهی کرد دائما به رویش نیاورید. این قضیه باعث تکرار در تکرار درگیریها میشود و هرچند کار بسیار سختی برای دو طرف است اما اجر فراوانی دارد.
البته همه ی این موارد برای زنی که خودسازی کرده است، سهل میشود در واقع زن هم باید تلاش کند که انسان سالم و قدرتمندی باشد.
منبع: سید حمیدرضا خدائیان
.png)