اقتدار مردانه در زندگی مشترک؛ نقش مرد، بلوغ و آرامش در ازدواج
مقدمه
ازدواج و زندگی مشترک، مسیری است که در آن تعامل میان زن و مرد، نقش مهمی در آرامش و رشد طرفین دارد.
۱. متغیر اصلی در رابطه؛ مرد
متغیر اصلی در رابطه، مرد است؛ به دلیل داشتن مردانگی و توانایی ذاتی ساختن که ترکیبی از امور بدنی (تستوسترون) و امور ذهنی و روانی و امور ذاتی اوست و البته به دلیل سبک زندگی غلط هر سه مورد بالا در مردان مورد تهدید واقع شده و بنابراین توانایی در ساختن رابطه نیز کم شده است.
۲. بچهگانگی زن در خانه و بلوغ در بیرون
مسلماً بچه بودن در ازدواج و ارتباط فاجعه است و این بچه بودن هزار رفتار، طرز فکر، طرز تصمیم، طرز مشاهده و طرز باور و طرز احساس میسازد اما خود فرد را هم اذیت میکند زیرا در جایی قرار گرفته است که تناسبی با بچگی ندارد و همیشه هم ناراضی خواهد بود.
عدم بلوغ و بچه بودن، عمدهی مشکل ما در ازدواجهاست و ریشه عمده مشکلات زنها نیز به این موضوع برمیگردد.
نکته این است که برای بزرگ شدن باید چه کنیم و اینکه برای درمان، آیا باید با زن خود مثل بچه رفتار کنیم یا باید او را تغییر دهیم تا مشکل حل شود؟
در واقع گویا دختران، به دنبال پدر هستند، پدری بهتر از پدر خودشان، با امکانات بیشتر و گیر کمتر و دقیقاً برای پدر، مثل یک بچه رفتار میکنند.
آنچه واضح است این است که اگر مرد، زن خود را در سالهای ابتدایی مانند بچه ببیند و البته خودش نیز بچه نباشد، تا حد زیادی به آرامش خواهد رسید. زیرا ما در مورد بچهها انتظار زیادی نداریم و به سرعت هم آنها را میبخشیم و این نگاه باعث آرامش خود ما میشود.
البته نباید رفتار بچهگانه را تأیید یا حتی افزایش دهید. زیرا نیاز شما این است که این بچه، آرامآرام بزرگ شود و به بلوغ برسد.
البته باید بدانید که احتمالاً شما هم به حد کافی بالغ نشدهاید و باید علاوه بر مسئولیت همسر خود، در راستای بلوغ خود نیز بکوشید.
۳. ازدواج، ابتلای الهی است
وضعیت ازدواج برای مردان به گونهای است که باید بپذیرند ابتلاست و ابتلاء روش خداوند برای رشد انسان است. احتمالاً هر چیزی سادهتر از تعامل با یک زن است و هیچ جا دست و پای مرد به این اندازه بسته نیست.
در نتیجه باید در نظر داشته باشید که ازدواج قرار نیست فقط عشق و حال و خوشی باشد بلکه این مسیری است که در طی آن قرار است سختیهایی بچشید که بیشتر از هر چیزی میتواند شما را بسازد و رشد دهد.
موضوع اصلی مردان، تعامل با زنان است به صورتی که اقتدار و احترام آنها حفظ شود و این موضوع، نیاز به بازتعریف اقتدار در موقعیتهای مختلف دارد.
سه چیز که اقتدار مردانه شما و آرامش را در زندگی ایجاد میکند
۱. همسر خود را یک بچه بدانید
اولاً اینکه دقیقاً همسرتان را یک بچه بدانید و دقیقاً معامله بچه، با او بکنید.
۲. اعتماد در زندگی ساختنی است
اعتماد در زندگی ساختنی است، نمیتوان آن را مفروض دانست بلکه زن خود را مانند یک اسب وحشی در دشت در نظر بگیرید که حالا میخواهید او را رام کنید و تربیت کنید.
اقتدار با دستور دادن و قلدری فرق دارد، با کنترلگری مذموم هم متفاوت است، اقتدار نحوهای تسلط است که مطلوب زن در مرد نیز همان است و به هیچ عنوان با پرخاشگری یکی نیست.
۳. به فرمان خدا صبوری و محبت کنید
به فرمان خدا زن بگیرید و به فرمان خدا صبوری کنید و به فرمان خدا محبت کنید. همه را به خاطر خدا انجام دهید تا توقعی از زن خود برای جبران نداشته باشید.
۴. توانایی رها کردن را در خود افزایش دهید
توانایی رها کردن را در خود افزایش دهید. منظور طلاق نیست بلکه بیخیالی است اما نه یک بیخیالی مضر که مساوی با بیمسئولیتی است بلکه بیخیالی توأم با تسامح و تساهل و تغافل.
منبع: سید حمیدرضا خدائیان
