استفهام مجازی یکی از مهمترین و پیچیدهترین مباحث علم معانی در بلاغت عربی است. این موضوع در کتابهای اصلی بلاغت مانند مختصرالمعانی، مطول و جواهر البلاغة به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس جستجوهای انجام شده در منابع مختلف، میتوان گفت که استفهام مجازی نشاندهنده غنای زبان عربی و توانایی آن در بیان معانی مختلف با یک صیغه است.
فصل اول: تعریف و ماهیت استفهام مجازی
۱.۱ تعریف استفهام مجازی
استفهام مجازی به استفاده از ادوات استفهام (همزه، هل، من، ما، متى، أين، كيف، كم، أي، أنى، أيان) در معانی غیر از معنای اصلی آنها (طلب فهم و آگاهی) گفته میشود. این نوع استفهام زمانی رخ میدهد که گوینده از موضوع پرسش آگاه است، اما برای اغراض بلاغی خاصی از صیغه استفهام استفاده میکند.
۱.۲ تفاوت استفهام حقیقی و مجازی
بر اساس مختصرالمعانی (صفحه ۳۸۲):
استفهام حقیقی: زمانی است که متکلم جاهل به مسئولٌ عنه باشد
استفهام مجازی: زمانی است که متکلم عالم به مسئولٌ عنه باشد
۱.۳ شرایط استفهام مجازی
بر اساس کتاب مختصر المعانی، استفهام مجازی دو شرط اصلی دارد:
۱. تناسب با معنای حقیقی: معنی مجازی باید با معنی حقیقی استفهام متناسب باشد
۲. وجود قرینه: باید قرینهای وجود داشته باشد که از معنی حقیقی مانع و صارف گردد
فصل دوم: انواع معانی مجازی استفهام
۲.۱ استبطاء (عد المخاطب بطیئاً)
تعریف: مخاطب را در اجابت کردن، کند و دیر شمردن
مثال از مختصرالمعانی:
«كم دعوتُكَ» (چند بار تو را صدا زدم؟)
تحلیل: در این مثال، گوینده نمیخواهد واقعاً بداند چند بار مخاطب را صدا زده، بلکه میخواهد بگوید: «تو در پاسخ دادن کندی میکنی»
مثال قرآنی از مطول:
«مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ» (کی نصرت خدا میرسد؟) - سوره بقره، آیه ۲۱۴
تحلیل: مؤمنان نمیخواهند واقعاً زمان نصرت را بدانند، بلکه از تأخیر آن اظهار بیتابی میکنند
مثال دیگر از قرآن:
«مَتَىٰ هٰذَا الْوَعْدُ» (این وعده کی خواهد بود؟) - سوره یونس، آیه ۴۸
تحلیل: کفار از روی استهزاء و بیتابی این سؤال را میپرسند
۲.۲ تعجب (التعجب)
تعریف: تعجب از مستفهَمٌ عنه
مثال قرآنی از مختصرالمعانی:
«مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ» (چرا هدهد را نمیبینم؟) - سوره نمل، آیه ۲۰
تحلیل: سلیمان از خودش سؤال نمیکند، بلکه از نبود هدهد تعجب میکند
توضیح مفصّل از مطول:
در مطول به تفصیل درباره این آیه بحث شده است. تفتازانی میگوید: «سليمان عليه السلام كه پنداشته بود هُدهُد نيز حاضر است؛ چون آن را نديد، تعجّب كرد و گفت: مرا چه شده كه هُدهُد را نمىبينم.» شارح میگوید: استفهام در این آیه، حقیقی نیست، به دلیل اینکه شخص عاقل از خودش پرسش نمیکند؛ چون انسان بیش از هر کس، خود را میشناسد.
مثال دیگر از قرآن:
قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِي شَيْخًا (گفت: ای وای بر من! آیا من در حالی که پیرزن هستم و این شوهرم پیرمرد است، فرزند میآورم؟) - سوره هود، آیه ۷۲
تحلیل: همسر ابراهیم از بشارت به فرزنددار شدن تعجب میکند
۲.۳ تنبیه بر ضلال (التنبيه على الضلال)
تعریف: هشدار و آگاهی دادن به گمراهی
مثال قرآنی از البلیغ فی المعانی:
«فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» (پس به کجا میروید؟) - سوره تکویر، آیه ۲۶
تحلیل: این سؤال برای آگاهی دادن به گمراهی است، نه برای پرسش واقعی
تحلیل مفصّل از مطول:
در مطول درباره این آیه بحث مفصلی شده است. تفتازانی میگوید: «این استفهام برای تنبیه و بیدار کردن غافلان است. گوینده میخواهد بگوید: شما راه را گم کردهاید و نمیدانید به کجا میروید.»
مثال دیگر:
«أَتَدْعُونَ بَعْلًا» (آیا بعل را میخوانید؟) - سوره صافات، آیه ۱۲۵
تحلیل: این سؤال برای تنبیه مشرکان است که بتهای بیخاصیت را میپرستند
۲.۴ وعید (الوعيد)
تعریف: تهدید و ترساندن مخاطب
مثال از مختصرالمعانی:
«ألم أؤدب فلاناً؟» (آیا فلانی را ادب نکردم؟)
تحلیل: گوینده میخواهد بگوید: اگر بدرفتاری کنی، تو را هم مانند فلان شخص ادب خواهم کرد
مثال قرآنی از مطول:
«أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ» (آیا پیشینیان را هلاک نکردیم؟) - سوره مرسلات، آیه ۱۶
تحلیل: این سؤال برای ترساندن کفار است تا عبرت بگیرند
تحلیل مفصّل:
در مطول درباره این نوع استفهام بحث مفصلی شده است. تفتازانی معتقد است این نوع استفهام از قویترین انواع تهدید است، زیرا مخاطب را به یاد عاقبت بد دیگران میاندازد.
۲.۵ تقریر (التقرير)
تعریف: وادار کردن مخاطب به اقرار به چیزی که میداند
انواع تقریر از البلیغ فی المعانی:
۱. تقریر به فعل: «أضربتَ زیداً؟» (آیا زید را زدی؟)
تحلیل: گوینده میداند که مخاطب زید را زده، اما میخواهد او به این کار اقرار کند
۲. تقریر به فاعل: «أأنتَ ضربتَ؟» (آیا تو زدی؟)
تحلیل: گوینده میداند که مخاطب ضارب است، اما میخواهد او به فاعل بودنش اقرار کند
۳. تقریر به مفعول: «أزیداً ضربتَ؟» (آیا زید را زدی؟)
تحلیل: گوینده میداند که زید مضروب است، اما میخواهد مخاطب به مضروب بودن زید اقرار کند
مثال قرآنی از مطول:
«أَهَٰؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ» (آیا اینها بودند که شما میپرستیدید؟) - سوره انبیاء، آیه ۵۹
تحلیل: این سؤال برای وادار کردن مشرکان به اقرار به بطلان عبادتشان است
۲.۶ انکار (الإنكار)
تعریف: رد کردن و نپذیرفتن چیزی
انواع انکار از البلیغ فی المعانی:
الف) توبیخ (للتعنيف)
برای ماضی: «أعصیتَ ربّكَ؟» (آیا پروردگارت را نافرمانی کردی؟)
تحلیل: عصیان واقع شده، اما گوینده آن را زشت میشمرد
برای مضارع: «أتعصي ربّك؟» (آیا پروردگارت را نافرمانی میکنی؟)
تحلیل: گوینده میگوید نباید این کار را بکنی
ب) تکذیب (للتكذيب)
برای ماضی: «أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ» (آیا پروردگارتان شما را به پسران اختصاص داده است؟) - سوره اسراء، آیه ۴۰
تحلیل: این کار واقع نشده است
برای مستقبل: «أَنُلْزِمُكُمُوهَا» (آیا ما شما را به پذیرش آن وادار میکنیم؟) - سوره هود، آیه ۲۸
تحلیل: این کار در آینده واقع نخواهد شد
تحلیل مفصّل از مطول:
تفتازانی در مطول تفصیل زیادی درباره انکار داده است. او میگوید: «انکار دو نوع است: توبیخ و تکذیب. توبیخ برای چیزی است که واقع شده اما نباید میشد. تکذیب برای چیزی است که اصلاً واقع نشده است.»
۲.۷ تهکم (التهكم)
تعریف: مسخره کردن و استهزاء
مثال قرآنی از البلیغ فی المعانی:
«أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا» (آیا نمازت به تو دستور میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم؟) - سوره هود، آیه ۸۷
تحلیل: قوم شعیب او را مسخره میکنند
تحلیل مفصّل از مطول:
در مطول درباره این آیه بحث مفصلی شده است. تفتازانی میگوید: «قوم شعیب چون او را بسیار نمازخوان میدیدند، او را مسخره میکردند و میگفتند: آیا این همه نماز خواندن به تو دستور میدهد که آیین پدرانمان را رها کنیم؟»
مثال دیگر:
«أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا» - این آیه در سوره هود آیه ۸۷ آمده و نمونه بارز تهکم است
۲.۸ تحقیر (التحقير)
تعریف: کوچک شمردن و بیاهمیت دانستن
مثال از البلیغ فی المعانی:
«مَنْ هذا؟» (این کیست؟)
تحلیل: گوینده شخص را میشناسد، اما با این سؤال میخواهد بگوید: او آنقدر بیاهمیت است که حتی ارزش شناختن را ندارد
مثال قرآنی از مطول:
«أَهَٰذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا» (آیا این کسی است که خدا او را به پیامبری فرستاده است؟) - سوره فرقان، آیه ۴۱
تحلیل: کفار با این سؤال میخواهند پیامبر را تحقیر کنند
تحلیل مفصّل:
تفتازانی در مطول میگوید: «تحقیر از این جهت است که استفهام از چیزی نشاندهنده جهل به آن است، و جهل به چیزی نشاندهنده عدم اعتناء به آن است، و عدم اعتناء به چیزی مستلزم حقارت آن است.»
۲.۹ تهویل (التهويل)
مثال از البلیغ فی المعانی:
قرائت ابن عباس از آیه «وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ * مِنْ فِرْعَوْنَ»
تحلیل: ابن عباس «مِنْ» را به فتح میم خوانده و «فِرْعَوْنَ» را به رفع، به صورت استفهام
تحلیل مفصّل از مطول:
در مطول درباره این قرائت بحث مفصلی شده است. تفتازانی میگوید: «این قرائت برای تهویل است. یعنی: آیا میدانید از دست چه کسی نجات دادیم؟ از دست فرعون! و این برای ترساندن بیشتر است.»
مثال قرآنی دیگر:
«الْحَاقَّةُ * مَا الْحَاقَّةُ» (حادثه، چیست حادثه؟) - سوره حاقه، آیات ۱-۲
تحلیل: این تکرار برای ترساندن و بزرگ نمایی روز قیامت است
۲.۱۰ استبعاد (الاستبعاد)
تعریف: دور و غیرممکن شمردن چیزی
مثال قرآنی از علم المعانی:
«أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ» (چگونه برای آنان تذکر ممکن است با اینکه پیامبری آشکار برایشان آمد؟) - سوره دخان، آیه ۱۳
تحلیل: تذکر برای کفار بعید و غیرممکن شمرده میشود
تحلیل مفصّل از مطول:
تفتازانی در مطول میگوید: «استبعاد وقتی است که چیزی آنقدر دور از انتظار باشد که گوینده با صیغه استفهام آن را غیرممکن جلوه دهد.»
مثال دیگر:
«أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَٰلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ» (آیا وقتی مردیم و خاک شدیم، [زنده میشویم]؟ این بازگشتی دور است) - سوره ق، آیه ۳
فصل سوم: معانی مجازی اضافی در منابع دیگر
۳.۱ تعظیم (التعظيم)
مثال قرآنی:
«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» (کیست که به خدا قرض الحسنه دهد؟) - سوره بقره، آیه ۲۴۵
تحلیل: این سؤال برای تعظیم عمل قرض الحسنه است
۳.۲ امر (الأمر)
مثال قرآنی:
«فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» (پس آیا دست برمیدارید؟) - سوره مائده، آیه ۹۱
تحلیل: این در واقع دستور به ترک است
۳.۳ نهی (النهي)
مثال قرآنی:
«أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ» (آیا از آنان میترسید؟ پس خدا سزاوارتر است که از او بترسید) - سوره توبه، آیه ۱۳
تحلیل: این در واقع نهی از ترسیدن از غیر خداست
۳.۴ تسویه (التسوية)
مثال قرآنی:
«سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ» (بر آنان یکسان است چه بیمشان دهی چه بیمشان ندهی) - سوره بقره، آیه ۶
تحلیل: این سؤال برای بیان تساوی دو حال است
۳.۵ تشویق (التشويق)
مثال قرآنی:
«هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ» (آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را نجات دهد؟) - سوره صف، آیه ۱۰
تحلیل: این سؤال برای تشویق به تجارت اخروی است
۳.۶ استئناس (الاستئناس)
مثال قرآنی:
«وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ» (و آن چیست در دست راستت ای موسی؟) - سوره طه، آیه ۱۷
تحلیل: خداوند میداند عصا چیست، اما برای ایجاد انس و ارتباط این سؤال را میپرسد
۳.۷ تحسر (التحسر)
مثال قرآنی:
«أَيْنَ الْمَفَرُّ» (کجا میتوان گریخت؟) - سوره قیامت، آیه ۱۰
تحلیل: این سؤال برای بیان حسرت و ناامیدی است
۳.۸ تذکیر (التذكير)
مثال قرآنی:
«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ» (آیا با شما ای فرزندان آدم عهد نکردم؟) - سوره یس، آیه ۶۰
تحلیل: این سؤال برای یادآوری عهد الهی است
۳.۹ افتخار (الافتخار)
مثال قرآنی:
«أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ» (آیا ملک مصر از آن من نیست؟) - سوره زخرف، آیه ۵۱
تحلیل: فرعون با این سؤال میخواهد به قدرت خود افتخار کند
۳.۱۰ تکثیر (التكثير)
مثال قرآنی:
«وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا» (و چه بسیار شهرها که هلاک کردیم) - سوره اعراف، آیه ۴
تحلیل: این سؤال برای بیان کثرت هلاک شدگان است
فصل چهارم: تحلیل تفصیلی از منظر مطول
۴.۱ دیدگاه تفتازانی در مطول درباره استفهام مجازی
بر اساس شرح المطول، تفتازانی بحث مفصلی درباره استفهام مجازی ارائه داده است:
نکات کلیدی از مطول:
تولد معانی مجازی: تفتازانی معتقد است معانی مجازی از استفهام حقیقی «تولد» مییابند، یعنی وقتی امکان حمل بر حقیقت نباشد، معانی مجازی پدید میآیند.
نقش قرینه: تأکید میکند که قرینه باید به اندازهای قوی باشد که احتمال حقیقت را منتفی کند.
عدم انحصار: معتقد است معانی مجازی منحصر به موارد ذکر شده نیست و با تتبع در کلام فصحا میتوان موارد بیشتری یافت.
۴.۲ مثالهای اضافی از مطول
مثال ۱: استفهام برای تعجب از قدرت الهی
«أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ» (آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده، نمیتواند مانند آنان را بیافریند؟) - سوره یس، آیه ۸۱
تحلیل مطول: تفتازانی میگوید این استفهام برای تعجب از انکار معاد است.
مثال ۲: استفهام برای تهدید پنهان
«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟) - سوره نساء، آیه ۸۲
تحلیل مطول: این استفهام در واقع تهدیدی است برای کسانی که در قرآن تدبر نمیکنند.
فصل پنجم: کاربردهای عملی
۵.۱ چگونه استفهام مجازی را تشخیص دهیم؟
مراحل تشخیص:
بررسی علم متکلم: آیا گوینده از موضوع آگاه است؟
جستجوی قرینه: آیا قرینهای وجود دارد که نشان دهد معنای حقیقی اراده نشده؟
تناسب با مقام: آیا معنای مجازی با موقعیت کلام تناسب دارد؟
بررسی سیاق: آیا جملات قبل و بعد مؤید معنای مجازی هستند؟
۵.۲. مثالهایی دیگر
۱. آیه «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (آیا سینه تو را نگشادیم؟) - سوره انشراح، آیه ۱.
استفهام تقریر با یادآوری نعمت است.
۲. آیه «هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ» (آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت؟) - سوره دهر، آیه ۱
این استفهام برای شروع داستان و جلب توجه و تنبیه است.
اهمیت موضوع استفهام مجازی در بلاغت عربی
غنای زبانی: نشاندهنده توانایی زبان عربی در بیان معانی متعدد با یک ساختار
کاربرد ادبی: ابزاری قدرتمند برای شاعران و نویسندگان در ایجاد تأثیرات هنری
تفسیر قرآن: درک صحیح بسیاری از آیات قرآن منوط به شناخت استفهام مجازی است
توسعه مهارتهای زبانی: تقویت توانایی درک و تولید کلام بلیغ
فصل ششم : مثالهایی از استفهام مجازی در نهج البلاغة
تا اینجا به اختصار با موضوع معانی مجازی استفهام آشنا شدیم. در ادامه قصد داریم که به برخی از مثالهای استفهام مجازی در نهج البلاغه اشاره کنیم.
مثال اول : خطبه ۸۷
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ مردم! كجا مىرويد ؟
وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ چرا از حق منحرف مىشويد؟
( وَ اَلْأَعْلاَمُ قَائِمَةٌ وَ اَلْآيَاتُ وَاضِحَةٌ اَلْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ )
فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ چون گمراهان به كجا مىرويد؟
وَ كَيْفَ تَعْمَهُون چرا سرگردانيد ؟
وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُم در حالى كه عترت پيامبر شما در ميان شماست
وَ هُمْ أَزِمَّةُ اَلْحَقِّ آنها زمامداران حق و يقينند.
مثال دوم: حکمت ۹۵ - ارزش تقوا
وَ قَالَ عليهالسلام لاَ يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ اَلتَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ
و درود خدا بر او، فرمود: هيچ كارى با تقوا اندك نيست، و چگونه اندك است آنچه كه پذيرفته شود؟
مثال سوم : خطبه ۱۸۲ - سپاس خدا، سفارش به پرهيزكارى و تشویق به جهاد
أَيْنَ اَلْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ اَلْعَمَالِقَةِ أَيْنَ اَلْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ اَلْفَرَاعِنَةِ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ اَلرَّسِّ اَلَّذِينَ قَتَلُوا اَلنَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ اَلْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ اَلْجَبَّارِينَ
كجايند عمالقه و فرزندانشان؟ (پادشاهان عرب در يمن و حجاز) كجايند فرعونها و فرزندانشان؟ كجايند مردم شهر رس (درخت پرستانى كه طولانى حكومت كردند) آنها كه پيامبران خدا را كشتند، و چراغ نورانى سنّت آنها را خاموش كردند، و راه و رسم ستمگران و جبّاران را زنده ساختند
أَيْنَ اَلَّذِينَ سَارُوا بِالْجُيُوشِ وَ هَزَمُوا بِالْأُلُوفِ وَ عَسْكَرُوا اَلْعَسَاكِرَ وَ مَدَّنُوا اَلْمَدَائِنَ
كجايند آنها كه با لشكرهاى انبوه حركت كردند و هزاران تن را شكست دادند، سپاهيان فراوانى گرد آوردند، و شهرها ساختند؟ ........
...... أَيْنَ إِخْوَانِيَ اَلَّذِينَ رَكِبُوا اَلطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى اَلْحَقِّ
كجا هستند برادران من كه بر راه حق رفتند، و با حق در گذشتند
أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ اِبْنُ اَلتَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ اَلَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى اَلْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى اَلْفَجَرَةِ
كجاست عمّار؟ و كجاست پسر تيهان؟ (مالك بن تيهان انصارى) و كجاست ذو الشّهادتين؟ (خزيمة بن ثابت كه پيامبر شهادت او را دو شهادت دانست) و كجايند همانند آنان از برادرانشان كه پيمان جانبازى بستند، و سرهايشان را براى ستمگران فرستادند
مثال چهارم : حکمت ۱۳۱ - توبيخ نكوهش كننده دنيا
وَ قَالَ عليهالسلام وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً يَذُمُّ اَلدُّنْيَا أَيُّهَا اَلذَّامُّ لِلدُّنْيَا اَلْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا اَلْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا أَ تَغْتَرُّ بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا أَنْتَ اَلْمُتَجَرِّمُ عَلَيْهَا أَمْ هِيَ اَلْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ
اى نكوهش كنندۀ دنيا، كه خود به غرور دنيا مغرورى و با باطلهاى آن فريب خوردى! خود فريفته دنيايى و آن را نكوهش مىكنى؟ آيا تو در دنيا جرمى مرتكب شدهاى؟ يا دنيا به تو جرم كرده است
مَتَى اِسْتَهْوَتْكَ أَمْ مَتَى غَرَّتْكَ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِكَ مِنَ اَلْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ اَلثَّرَى كَمْ عَلَّلْتَ بِكَفَّيْكَ وَ كَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ
كى دنيا تو را سرگردان كرد؟ و در چه زمانى تو را فريب داد؟ آيا با گورهاى پدرانت كه پوسيدهاند؟ (تو را فريب داد) يا آرامگاه مادرانت كه در زير خاك آرميدهاند؟ آيا با دو دست خويش بيماران را درمان كردهاى؟ و آنان را پرستارى كرده و در بسترشان خواباندهاى
مثال پنجم : حکمت ۱۹۴ - زمان کنترل خشم
وَ كَانَ عليهالسلام يَقُولُ مَتَى أَشْفِي غَيْظِي إِذَا غَضِبْتُ أَ حِينَ أَعْجِزُ عَنِ اَلاِنْتِقَامِ فَيُقَالُ لِي لَوْ صَبَرْتَ أَمْ حِينَ أَقْدِرُ عَلَيْهِ فَيُقَالُ لِي لَوْ عَفَوْتَ
و درود خدا بر او، فرمود: چون خشم گيرم، كى آن را فرو نشانم؟ در آن زمان كه قدرت انتقام ندارم، كه به من بگويند. «اگر صبر كنى بهتر است» يا آنگاه كه قدرت انتقام دارم؟ كه به من بگويند: «اگر عفو كنى خوب است.
در شرح ابن میثم بحرانی در این باره آمده است :
استفهم عن وقت جواز شفاء الغيظ استفهام إنكار لوجوده في معرض التنفير عن هذه الرذيلة: و نفّر عنها بقوله: أحين. إلى آخره، و ذلك أنّه إمّا حين العجز عن الانتقام أو حين القدرة عليه.
مثال ششم : خطبه ۱۲۹
... اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ، فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِيراً يُكَابِدُ فَقْراً، أَوْ غَنِيّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً، أَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً، أَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْراً؟
به هر طرف كه مى خواهى به مردم نظر كن، آيا جز نيازمندى كه رنج ندارى بر دوش اوست، يا ثروتمندى كه نعمت خدا را كفران مى كند، يا بخيلى كه از بخل ورزيدن در حقوق الهى ثروت به دست آورده، يا سركشى كه انگار گوشش از شنيدن موعظه كر است كسى را مى بينى؟
أَيْنَ أَخْيَارُكُمْ وَ صُلَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ أَحْرَارُكُمْ وَ سُمَحَاؤُكُمْ وَ أَيْنَ الْمُتَوَرِّعُونَ فِي مَكَاسِبِهِمْ وَ الْمُتَنَزِّهُونَ فِي مَذَاهِبِهِمْ؟ أَ لَيْسَ قَدْ ظَعَنُوا جَمِيعاً عَنْ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ الْعَاجِلَةِ الْمُنَغِّصَةِ، وَ هَلْ [خُلِّفْتُمْ] خُلِقْتُمْ إِلَّا فِي حُثَالَةٍ لَا تَلْتَقِي إِلَّا بِذَمِّهِمُ الشَّفَتَانِ اسْتِصْغَاراً لِقَدْرِهِمْ وَ ذَهَاباً عَنْ ذِكْرِهِمْ؟ فَ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».
خوبان و صالحان، و آزاد مردان و سخاوتمندان شما كجايند؟ پرهيزكاران در كسب، و پاكيزگان در راه و روش چه شدند؟ مگر همه آنان از اين دنياى پست و زندگانى زودگذر ناگوار كوچ نكردند و مگر جز اين است كه شما در ميان جمعى مردم بى مقدار و پست بجا مانده ايد كه به خاطر پستى آنان و وجوب اعراض از ذكرشان لبها براى سرزنش آنها به هم نمى خورد؟
ما همه از خداييم و همه به سوى او باز مى گرديم.
مثال هفتم : خطبه ۴
.... وَ كَيْفَ يُرَاعِي اَلنَّبْأَةَ مَنْ أَصَمَّتْهُ اَلصَّيْحَةُ
و آن كه آواى بلند، گوشش را كر نموده چگونه صداى ملايم مرا بشنود؟!